نور حق بود كه خاموش نگردد هرگز * هست در هر دو سرا گرمى بازار حسين
نامش آتش به دل عارف و عامى زد و باز * با خبر كس نشد از حرمت بسيار حسين
از سر صدق قدم چون به ره دوست نهاد * محو تا حشر نخواهد شدن آثار حسين
پرتو ذات خدا هست حسين بن على * منكر حق شود آن كو كند انكار حسين
تا نمودار شود جلوهى يزدان خوشتر * اهرمن صحنه بياراست به پيكار حسين
او حيات ابدى داشت توان گفت آرى * كرد با خويش ستم خصم ستمكار حسين
فاتح هر دو سرا كشتهى عاشورا بود * گشت مغلوب ابد دشمن خونخوار حسين
زنده از نهضت خونين حسين است اسلام * عقل و عشقند ستايشگر كردار حسين
چشم گردون كه بود خيرهى جانبازىها * كس نبيند به وفادارى انصار حسين
اشك مهلت ندهد تا به لب آرم سخنى * از جوانمردى جانسوز علمدار حسين
اى ابا الفضل كه فضل از تو فضيلتها يافت * نخل آراسته بودى تو به گلزار حسين
دو على را پسر فاطمه در راه خداى * داد و سجّاد بشد قافله سالار حسين
دشمن رذل ، ستم هرچه فزونتر مىكرد * غافل از دوست نمىشد دل بيدار حسين
من كه شرمندهى بىحاصلى خويشتنم * كى توانم سخنى گفت سزاوار حسين
فخرم اين است كه بدانند كه « ناظر زاده » * چاكرى هست كمر بسته به دربار حسين « 1 »
هامش
( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 252 و 253 .