احمد ناظرزاده كرمانى
دكتر احمد ناظرزاده فرزند محمّد ناظر در سال 1296 ه . ش . در كرمان متولّد شد . در روز دوشنبه دوم فروردين ماه 1355 شمسى در تهران بدرود حيات گفت و در ابن بابويه به خاك سپرده شد .
او دكتراى رشتهى ادبيات فارسى دانشگاه تهران بود ، كه به تدريس در مقاطع دانشگاهى اشتغال داشت . در بين طبقات مردم محبوبيتى وافر داشت و عمرش را به تحقيق و مطالعه و امور عام المنفعه مىگذارند . سخنرانىهاى وى از راديوى ايران نيز مورد توجه خاص و عام بود .
از آثار او مىتوان به اين عناوين اشاره كرد : « داستانهاى اخير » ، « رقص با خنجر » ، « قهرمانان گيلان » ، « دختر شامگاه » ، « برفراز سيحون » « 1 » .
- * -
رضاى حق :
اى ياد تو در عالم آتش زده بر جانها * هرجا ز فراق تو چاك است گريبانها
نامت چو به لب آيد همواره بود با آه * از شوق تو در دلها برپا شد طوفانها
پروانهى بىپروا يعنى تو كه در وصفت * بر منبر شاخ گل بلبل زده دستانها
اى گلشن دين سيراب با اشك محبّانت * از خون تو شد رنگين هر لاله به بستانها
بسيار حكايتها گرديده كهن اما * جانسوز حديث تو تازهست به دورانها
هر چند پريشانى شد حاصل عشاقت * با ياد تو از هر سو جمعند پريشانها
يك جان به ره جانان دادى و خدا داند * كز ياد تو چون سوزد تا روز جزا جانها
در دفتر آزادى نام تو به خون ثبت است * شد ثبت به هر دفتر با خون تو عنوانها
اين سان كه تو جان دادى در راه رضاى حق * آدم به تو مىنازد اى اشرف انسانها
قربانى اسلامى با همت مردانه * اى مفتخر از عزمت همواره مسلمانها
قربانگه عشق تو شد قبلهى اهل دل * زين كعبهى جان افزا آرايش ايمانها
عشّاق بلا پرور خود را چو برند از ياد * با دوست چنين بندند بىواسطه پيمانها
مدح تو كه يا رد گفت اى سرور جانبازان * كاين وصف نمىگنجد در دفتر و ديوانها
* * *
اصحاب حسين ( ع ) :
از ازل عشق روانپرور و جان افزا بود * گرمى عالم از اين برق جهان آرا بود
چون حسين بن على پاى در اين عرصه نهاد * شهد اللّه كه دلدادهى بىپروا بود
مكتب عشق سرافرازى جاويدان يافت * ز اوستادى كه در اين مرحله بىهمتا بود
هامش
( 1 ) - سيماى شاعران ؛ ص 516 .