گلشنى ساخته در دشت بلا گشت ، كه بود * غنچهاش اصغر و گل قاسم و اكبر سمنش
تشنهلب كشته شد آن شاه كه با خنجر و تير * گشت ببريده و شد دوخته بر تن ، كفنش
آن كه باشد نظرش داروى هر درد « سنا » * چشم دارم كه فتد گوشهى چشمى به منش « 1 »
* * *
مرثيه روز عاشورا خطاب به آفتاب : « 2 »
الا اى فروزنده دل آفتاب * به جسم شهيدان سبكتر بتاب
شهيدان قربانگه راستين * فشانده به حق بر دو كون آستين
جگر گوشگان پيمبر همه * گل باغ زهراى اطهر همه
عزيزان درگاه عزّت نشان * فتاده به درگاه مردم كُشان
جگر گوشههاى رسول خداى * زده تشنه در موج خون دست و پاى
ز خون شهيدان زمين سرخپوش * ز آهِ يتيمان فلك پر خروش
از اين سرزمين تا به روز شمار * نرويد مگر لالهى داغدار
* * *
تنورى است از كينه افروخته * سر و دست پاكان در او سوخته
بر اين شعلهور آتش خانه سوز * مزن دامن اى مهر گيتى فروز
تو افزون مكن تاب اين گرمگاه * به نرمى بيفزا ز گرمى بكاه
ز تو رحمت و مهربانى سزاست * ترا مهر خوانند مهرت كجاست
ندارى اگر پاس تيمارشان * مكن گرم بازار آزارشان
نبينى تن نو گلان چاك چاك * برهنه فتاده است در خون و خاك
دوم مصحف كارفرماى حق * پريشان بهر سو ورق بر ورق
قلم رفته از خنجر آبدار * چه بر شير مردان چه بر شيرخوار
برهنه تن و تشنهلب ، خسته حال * جفا اين همه چون كنند احتمال
تن خسته را تاب اين روز نيست * مگر آفتابا ترا سوز نيست
گزندش مده زادهى مصطفى است * ستم بر پيمبر ، ستم بر خداست
* * *
تو روشن كن بَزم آب و گلى * ز دوده روانى و روشن دلى
به خيره سران باز نه خيرگى * نزيبد ز روشن دلان تيرگى
اگر رنج افتد در اين موج خون * شود كشتى طاقتش سرنگون
كليم اللّه آيد اگر با عصا * شود غرقه در نيل زين ماجرا
مسيحا ز چارم فلك بنگرد * خراشد رخ و جامه بر تن دَرَد
هامش
( 1 ) - ديوان سنا ؛ ص 82 و 83 .
( 2 ) - شهريور 1335 شمسى برابر با محرم 1376 قمرى مصادف با ايام عزادارى سيّد الشهداء سروده شد .