تركيببند در مرثيهى عاشورا : « 1 »
1
باز اين چه نغمه است كه دستان سراى عشق * آهنگ ساز كرده به شور و نواى عشق
آن كاروان كجاست كه بانگ دَراى او * افكنده است غُلغُله در نينواى عشق
شور حسينى است مگر كز ره حجاز * ساز عراق كرده به برگ و نواى عشق
مانا عزيز فاطمه فرزند مصطفىست * كوچ از مدينه كرده سوى كربلاى عشق
سوداگر خداست كه نقد روان به كف * بگرفته در معاملهى خونبهاى عشق
از سر به راه دوست دويدهست يار صدق * در نى نواى وصل دميدهست ناى عشق
با بانگ هُو هُوَ الحق و آواز دوست دوست * خواند به گوش عالميان ماجراى عشق
از جان و دل نهاده قدم در ره بلا
يعنى منم شهيد بيابان كربلا
2
از آسمان هلال محرّم چو شد برون * رفت از دل زمين و زمان طاقت و سكون
ماه نو آمد از شفق سرخ آشكار * چون خنجر برهنه كه افتد به طشت خون
با پيكر خميده عيان گشت در سپهر * شكل هلال چون رقم حرف حا و نون
بر لوح چرخ با قلم نور اين دو حرف * ما را به نام حسين است رهنمون
يعنى كه تا قيامت از آن ماجرا كه رفت * رمزى بود نوشته بر اين چرخ نيلگون
در كربلا چو شد عَلَم شاه دين بلند * گرديد رايت ستم و كفر سرنگون
فرياد از آن ستم كه به آل عبا رسيد * از شاميان ناكس و از كوفيان دون
اى كوفيان چه فتنه ز نو كردهايد ساز
با آل مصطفى چه جفا كردهايد باز
3
آهنگ كوفه كرد ز يثرب امام دين * نور خدا و شمع هُدى ماه راستين
تا دستگاه كفر و ستم سرنگون كند * دست خدا درآمد گويى از آستين
خم كرد آسمان سر تعظيم سوى خاك * چو خونِ پاك شاه زمان ريخت بر زمين
زان خون فزود قدر چنان خاك پست را * كاندر بَرش حقير بوَد چرخ هفتمين
خورشيد كس نديد بدان گونه پر فروغ * ياقوت كس نديد بدان منزلت ثمين
از آن شرف كه خون شهيدان به خاك داد * سايند مهر و ماه بر او جَبْهه و جبين
شيطان نكرد سجده بر اين خاك زين سبب * او را لقب ز غيب رجيم آمد و لعين
هامش
( 1 ) - شش بند از اين تركيببند در تيرماه 1336 شمسى سروده شده ( ذى الحجه 1376 قمرى ) و بند سوم و هشتم در سال 1348 شمسى برابر با 1389 قمرى سروده شده است .