به گلزار جانان زدى دستبرد * به كوفه گلى نوبر آوردهاى
گل آتش است اين كه از كوه طور * تو با خاك و خاكستر آوردهاى « 1 »
* * *
قيام حسينى :
به ملتى كه مرامش بود مرام حسين * من احترام گذارم به احترام حسين
از آن جهت شده ايوان كربلا دل ما * كه افتتاح شده از ازل به نام حسين
هنوز تشنه ، بگريد چو آب مىنوشد * هنوز مىشنود گوش دل پيام حسين
زبان به موعظه بگشود و من نمىگويم * چه روى داد و چرا قطع شد كلام حسين
به باغ سرو خرامان به خاك خون مىريخت * فتاد چون به زمين سرو خوشخرام حسين
نه چون حسين كسى سجده كرد در عالم * نه كس قيام نموده است چون قيام حسين
حسين بس كه مقامش بلند مرتبه است * به جز خدا نداند كسى مقام حسين « 2 »
هامش
( 1 ) - سيرى در مرثيه عاشورايى ؛ ص 349 .
( 2 ) - گلواژه ( 2 ) ؛ ص 128 .