عرش خدايم قلم قدرتم * لوح قضايم رقم دولتم
سدره منم طوبى و كوثر منم * بر سر شاهان حق افسر منم
معنى تورات و زبور حقّم * مظهر قرآن و ظهور حقّم
قاب دو قوسم فَتَدَلّاسْتَم * اين همه لايند من الّاسْتَم
خضر منم رهبر آب حيات * معطى جان هادى راه نجات
طائر قدسم ملك رحمتم
هر دو جهان زير پر همّتم
گر نشناسيد نژاد مرا * پاك نياكان ز نهاد مرا
هاشمىام مصطفوى دولتم * فاطمىام مرتضوى صولتم
در حسبم شاهد اهل وفا * در نسبم نور دل مصطفى
شعشعهى زهرهى زهرا ستم * بارقهى محشر كبرا ستم
من گهر و نُه صدفم آسمان * من عَلَم و حجت اهل زمان
مِنطقهى « 1 » چرخ مقرنس « 2 » منم * گوهر نُه قلزم « 3 » اطلس منم
من كىام اى مردم بىعقل و دين * قائمه عزّت عرش برين
خارجىام خواند يزيد از عناد
دين منم اى مردم بىدين و داد
گر نشناسيد منم در نسب * سبط نبى نجل على وجه رب
زادهى آن خشك لبم كز جفا * تشنه بريدند سرش از قفا
جسم شريفش هدف تير گشت * پاك سرش بر نى تقدير گشت
از غم او قلب ملائك شكست
نظم جهان رشتهى ايمان گسست
گر نشناسيد انَا ابْنُ الْشَهيد * آن كه چو او كشته به عالم كه ديد
آن كه سرش رفت به شهر و ديار
بر سر نى در كف قوم شرار
گر نشناسيد انَا ابْنُ الْغَريب * آن كه جهان شد ز غمش بىشكيب
آن كه به مظلومى او آسمان * در همه آفاق ندارد نشان
آن كه غمش شعله بر افلاك زد
داغ ابد بر جگر خاك زد
گر نشناسيد انَا ابْنُ الْحُسَيْن * زادهى حيدر شه بدر و حُنَين
هامش
( 1 ) - منطقه : كمربند .
( 2 ) - چرخ مقرنس : گنبدى شكل .
( 3 ) - قلزم : دريا .