گفت پس از حمد و ثناى خدا * كى گُرُه شامى دور از هدى
گر نشناسيد شما گمرهان * كيستم اين لحظه نمايم بيان
من كه در اين سلسله در آتشم * زادهى وحيم ملك دانشم
سبط رسولم ، شرف عالمم
نسل على فخر بنى آدمم
گر نشناسيد انَا بْنُ الصَّفا * قبلهى دين كعبهى اهل وفا
قبله منم كعبه منم حج منم * خسرو دين شاه متوّج منم
عمره منم طوف منم حق منم * در دو جهان والى مطلق منم
زمزم عشق آبروى روى من * سعى صفا سرّ منى سوى من
زادهى طاها شهِ اسراستم « 1 » * راهرو مسجد اقصا ستم
زمزم عشقم به صفا محفلم
سرّ منايم ، عرفات دلم
گر نشناسيد شناسا شويد * جهد كنيد از پى عيسى شويد
نوح منم آدم اوّل منم * شش صحف وحى مأؤّل منم
موسى و عيساى ملك فرّ منم * روح قدس بنده و قيصر منم
در فلك عشق مسيحا ستم * طور تجلّى گه موسا ستم
محرم و احرام و حرم خانهام * شاهد و شمع و شه كاشانهام
نور خدا شمس هدايت منم * حجّت حق هادى امت منم
روح القدس محرم اجلال من
بوسه زنان بر حجر خال من
گر نشناسيد بدانيد هان * خسرو اسلام منم در جهان
ميوهى عصمت منم از باغ وحى * نور دل و ديدهى ما راغ وحى
بلبل عرشم دم رحمان منم * شاخهى طوبى گل رضوان منم
روى من است آيت صبح ولا * موى من است آفت شام بلا
صبح ازل چشم جهان بين من * شام ابد طرهى مشكين من
مير منم ليلهى اسرا منم * صور منم محشر كبرى منم
جنّت فردوسم و رضوان رخم * خلد برين بزمِ ملك پاسخم
مهر من است آيت مهر خدا
قهر من است آتش قهر خدا
گر نشناسيد كه من كيستم * زين گُرُه خاكنشين نيستم
هامش
( 1 ) - منظور شب اسراء است .