* * *
شب عاشورا :
اى فلك امشب شب عاشور ماست * خواب مكن گر به دلت شور ماست
شب نه ، كه آرايش روز الست * ساقى محفل ز مى عشق مست
شب نه ، كه معراج گه مصطفى * ليلهى اسراى سپاه وفا
شب نه ، كه در دهر بهين روز عشق * روز ازل را ز ابد سوزِ عشق
شب نه ، كه آرايش صبح وصال * معركهى عشق سپاه جلال
شب نه ، كه آشوب دو عالم در او * جلوهگه آدم و خاتم در او
شب نه ، كه صبح ازل از اهتراز * مشترى و زهرهى او دلنواز
شب عجبا روز قيامت ز شور * انجم او مظهر اللّه و نور
چرخ به حيرت كه چو غوغاستى * شام و يا محشر كبراستى
مهر ز بىمهرى اگر خواب كرد * چرخ نكو طالع مهتاب كرد
زهره به وجد است و نشاط و سرور * خنده زند خوش به جهان غرور
مشترى امشب طلب دل كند * منطقهى لعل حمايل كند
چشم عطارد نگران است و باز * تا نگرد بر رخ ماه حجاز
ديدهى مرّيخ و زحل زهرهوار * شد متحيّر به رخ آن نگار
جلوه آن شاهد ملك ابد * رعشه در افكنده به قلب الاسد
عشق فكند از سر اكليل تاج * شوق گرفت از دل جوزا خراج
رونق صد جبهه و كفّ الخضيب * مىبرد از پرتوى آن دلفريب
حسن رُخش جلوهى پروين برد * بلكه ز مه رونق و تمكين برد
ديدهى شعرا به تماشاى او * چشم سها بر رخ زيباى او
اين شب عشق است و نداى وثاق * نغمهى وصل است و نواى فراق
نيست روا كانجم شبگرد و ماه * خواب و بر او ديدهى شاه و سپاه
برشدى از ناله ز شب تا سحر * نغمهى عشّاق به عَيوق بر « 1 »
* * *
نماز ظهر عاشورا :
خاست حسين بن على در صلوة * با خطر و خوف سپاه عصاة
وه چه نمازى به سر كوى عشق * با صف عشّاق و هياهوى عشق
وه چه نمازى همه سوز و گداز * ناز و نيازى به شه بىنياز
پيش چنين ذكر و نماز احد * باد فدا طاعت ما تا ابد
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 85 - 84 .