مدرّس اصفهانى ( بيد آبادى )
ميرزا يحيى مدرّس اصفهانى بيد آبادى فرزند اسماعيل به سال 1254 ه . ق . در كربلا متولد شد . مقدمات علمى را در بين النهرين ( عراق ) آموخت ، و در شانزده سالگى به اتفاق پدر به اصفهان رفت و به تكميل تحصيلات خود در علوم عقلى و نقلى و ادبى پرداخت و در بيشتر آنها مرتبهاى بلند يافت و سپس به تدريس اشتغال يافت ولى به سبب كنارهگيرى از مقام و اشتهار ، شخصيت علمى و ادبى او چنان كه بود ، شناخته نگرديد .
ميرزا يحيى از نوابغ علم و ادب در قرن اخير و فيلسوفى بزرگ و دانشمندى سترگ بود . او در كليّهى علوم ادبيّه و فقه و اصول ، استاد و در انواع حكمت از اشراقى و مشّائى و رياضى يگانهى دوران و مخصوصا در علوم غريبه و فلكيّات متبحّر و متخصّص بود و اطلاعات نجومى خود را گاهگاهى به طور كنايه و استعاره در ضمن اشعار بيان مىكرد . او داراى اخلاق حميده و كمالات كمنظيرى بود و در كمال زهد و ورع در گوشهى انزوا به عبادت و رياضت به سر مىبرد و با خلوص نيّت و عقيدهى كامل بيشتر همّ خود را صرف سرودن اشعار در مدح و مصيبت پيامبر اكرم ( ص ) و ائمه اطهار عليهم السّلام مىنمود .
ديوان اشعار مرحوم ميرزا يحيى شامل قصايدى در مدايح و مراثى است كه در سال 1365 هجرى در اصفهان به زيور طبع اراسته شده است . ديوان اشعارش در حدود بيست هزار بيت دارد .
ميرزا يحيى در هشتم ذيقعدة الحرام سال 1346 ه . ق . برابر با 1310 ه . ش . در سن 95 سالگى درگذشت « 1 » .
- * -
1
اى مبتلاى غم كه جهان مبتلاى توست * پير و جوان شكستهدل اندر عزاى توست
هم قبلهگاه اهل سمك خاك درگهت * هم سجدهگاه خيل ملك كربلاى توست
اى جان محترم ، كه ز جانهاى محترم * چون نى نوا ز واقعهى كربلاى توست
اى بر لقاى دوست تو مشتاق و عالمى * مشتاق خاك كوى تو بهر لقاى توست
اى بر لبِ هواى تو مفتون و كشورى * مفتون اشتياق تو اندر هواى توست
گلگون قبا ز عكس شفق آسمان هنوز * از هجر روى اكبر گلگون قباى توست
در خون تپيد مرغ دل مجتبى چو ديد * در خون تپيده قاسم نوكدخداى « 2 » توست
گرديد اسير سلسلهى غم على چو ديد * زنجير كين به گردن زين العباى « 3 » توست
روحى فداك اى تن اطهر ، كه از شرف * خون خدا تويى و خدا خونيهاى توست
« جسمى وفاك » « 4 » اى سر انور كه بر سنان * آيات حق عيان ز لب حق نماى توست
گاهى به دير راهب و گه بر سر درخت * گه بر فراز نيزه و گه خاك جاى توست
هامش
( 1 ) - مجلهى ارمغان ؛ س 9 ، ص 457 - 461 و س 12 ، ص 97 . سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 2 ، ص 230 و 231 .
( 2 ) - نوكدخداى : داماد .
( 3 ) - زين العباى : منظور حضرت زين العابدين امام سجاد ( ع ) است .
( 4 ) - جسمى وفاك : پيكرم سپر تو باد ، فداى تو گردم ، جانم فداى تو باد .