تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
محمل شكسته ، ناله‌ى حُدى « 1 » ، ساربان سَنان * ره بىكران و بندگران ، ناقه بىجهيز
خرگاه ، دودِ آه و نقابم ، غبارِ راه * چتر ، آستين و معجرِ سر ، دست خاكبيز
گاهم ز طعن نيزه به زانو سرِ حجاب * گاهم ز تازيانه به سر ، دست احتريز « 2 »
يك كارزار دشمن و من يك تنِ غريب * تو خفته خوش به بستر و اين دشت ، فتنه‌خيز
گفتم دوصد حديث و ندادى مرا جواب
معذورى اى ز تير جفا خسته ، خوش بخواب »

16

اى چرخ سفله ، تيرِ ترا صيد كم نبود * گيرم عزيز فاطمه صيد حرم نبود
حلقى كه بوسه‌گاه نبى بود روز و شب * جاى سنان و خنجر اهلِ ستم نبود
انگشت او به خيره بريدى پى نگين * ديوى سزاى سلطنت ملك جم نبود
كى هيچ سفله بست به مهمان خوانده آب ؟ * گيرم ترا سجّيه‌ى اهل كرم نبود
داغ غمى كزو جگر كوه آب شد * بيمار تحمّل آن داغ غم نبود
پاى سرير زاده‌ى هند و سر حسين ؟ ! * در كيش كفر ، سفله چنين محترم نبود
اى زاده‌ى زياد كه دين از تو شد به باد * آن خيمه‌هاى سوخته ، بيت الصنم نبود « 3 »
آتش به پرده‌ى حرم كبريا زدى
دستت بريده باد ، نشان بر خطا زدى

17

زين غم كه آه اهل زمين ز آسمان گذشت * با عترت رسول ندانم چه‌سان گذشت
نمرود ، ناوكى كه سوى آسمان گشاد * در سينه‌ى سليل خليل از نشان گذشت
در حيرتم كه آب چرا خون نشد چو نيل * زان تشنه‌اى كه بر لب آب روان گذشت
آورد خنجر آبِ زلالش ولى دريغ * كاب از گلو نرفته فرو ، از جهان گذشت
شد آسمان ز كرده پشيمان در اين عمل * ليك آن زمان كه تير خطا از كمان گذشت
اللّه ، چه شعله بود كه انگيخت آسمان * كز وى كبوتران حرم ز آشيان گذشت
در موقعى كه عرض صواب و خطا كنند * كارى نكرده چرخ كه از وى توان گذشت
خاموش « نيّرا » كه زبان سوخت خامه را * خون شد مداد و قصّه ز شرح و بيان گذشت
فيروز بخت من نهد از سرْ خط قبول
بر دفتر چكامه‌ى من بضعه‌ى رسول

18

چون تير عشق جا به كمان بلا كند * اول نشست بر دل اهل ولا كند
هامش
( 1 ) - حدى : حدى ، حداء ، سرود و آواز ساربانان هنگام راندن شتر . ( 2 ) - احتريز : كلمه « احتراز » كه اماله شده است . ( 3 ) - بيت الصنم : بتكده ، بتخانه .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 957 | مرضيه محمدزاده