تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
غير از بدى نديد ز خلق خدا جزاى * تا خود خدا به حشر چه بدهد جزاى خلق
ظلمى كه بر رسول خدا رفت و عترتش
هم خود مگر خداى ببخشد به امّتش
داماد مصطفى كه از او دين قوام يافت * بنگر چها ز امت بىاحترام يافت
آن مهتر ستوده كه از احترام اوست * اين حرمتى كه ساحت بيت الحرام يافت
معراجش از رسول خدا برتر است از آنك * او بر فراز دوش پيمبر مقام يافت
ديدى چها ز بعد رسول از لئام خلق * آن سيّد امام و بزرگ كِرام يافت
دستى كه در ز قلعه‌ى خيبر گرفته بود * رنج رسن « 1 » ز دست يهودان عام يافت
لعنت بر آن خسان كه گرفتند ازو به ظلم * حقّى كه از رسول عليه السّلام يافت
يك شام را به خواب نياسود تا به صبح * تا صبح عمر او ز اجل ره به شام يافت
يك عمر در صيام به سر برد واى دريغ * ز آن ضربتى كه در شب ماه صيام يافت
دردا و حسرتا كه مرادى مراد جست * تا تيغش از سرشه مردان مرام يافت
تنها همين نه تارك شير خدا شكست * دين خداى نيز شكستى تمام يافت
از عترت رسول به جز دخترى نبود * كاندر سپهر مجد چو او اخترى نبود
چون دوره‌ى تعب به حسين و حسن رسيد * بس غم كه در زمانه به اهل زمن رسيد
تنها همين نه پيكر اين شد نشان تير * آن را به دل نشست گر اين را به تن رسيد
آه از شبى كه تشنه برآورد سر ز خواب * آسيمه سر به كوزه‌ى آبش دهن رسيد
آن آب آتشين چو فرو ريخت در گلو * از آب زودتر اثرش بر بدن رسيد
زهرى جگر شكاف كه چندان نفوذ كرد * در آن تن لطيف كه بر پيرهن رسيد
چون پاره‌ى جگر ز گلويش به طشت ريخت * ز آن طشت طعنه‌ها كه به دشت يمن رسيد
رو كرد بر برادر و گفت : اى عزيز جان * ايّام محنت تو و آرام من رسيد
اين گفت و شد خموش و به بام فلك خروش * از اهل بيت خسته دل و ممتحن رسيد
بردند تا به خاك سپارند ياورانش * كان پيره‌زن به كنيه‌ى او تير زن رسيد
از جور امّتان بر پيغمبر اى دريغ * او نيز پاره پيكر و خونين جگر رسيد
چون دور غم به خامس آل عبا فتاد
دور سپهر كينه‌اى از نو بنا نهاد
چون دور روزگار ، ستم را ز سر گرفت * رسم و ره جفا به طريقى دگر گرفت
در دودمان احمد مرسل ( ص ) شراره‌اى * از آتش يزيد در افتاد و در گرفت
بر شاه دين زمانه چنان تنگ شد كه او * هم مهر از برادر و هم از پسر گرفت
رو در حرم نهاد و ز دشمن امان نيافت * ناچار راه مشهد پاك پدر گرفت
هامش
( 1 ) - رسن : بند ، طناب ، ريسمان .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 886 | مرضيه محمدزاده