اين ماه منخسف « 1 » كه بر او ز اشك اهل بيت * گويى گسست عِقد ثريّا « 2 » حسين تست
اين لالهگون عمامه كه در خلد بهر او * معجر « 3 » كبود ساخته زهرا ، حسين تست
اندك چو كرد دل تهى از شكوه با رسول ( ص )
گيسو گشود و ديد سوى مرقد بتول
9
كاى بانوى بهشت بيا حال ما ببين * ما را به صد هزار بلا ، مبتلا ببين
در انتظار وعدهى محشر چه ماندهاى ؟ * بگذر به ما و شور قيامت به پا ببين
بنگر به حال زار جوانان هاشمى * مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين
آن گلبنى كه از دم روح الامين شكفت * خشك از سموم « 4 » باديهى كربلا ببين
آن سينهاى كه مخزن علم رسول بود * از شست « 5 » كين نشانهى تير بلا ببين
آن گردنى كه داشت حمايل « 6 » ز دست تو * چون بسملش بريدهى تيغ از قفا ببين
با اين جفا نيند « 7 » پشيمان ، وفا نگر * با اين خطا زنند دم از دين ، حيا ببين
لختى چو داد شرح غم دل مادرش
آورد رو به پيكر پاك برادرش
10
كاى جان پاك بىتو مرا جان به تن دريغ * از تيغ ظلم كشته تو و زنده من ، دريغ
عريان چراست اين تن بىسر مگر بود * بر كشتگان آل پيمبر كفن دريغ
شير خدا به خواب خوش و كرده گرگ چرخ * رنگين به خون يوسف من پيرهن دريغ
خشك از سموم حادثه گلزار اهل بيت * خرم ز سبزه دامن ربع « 8 » و دمن « 9 » دريغ
آل نبى غريب و به دست ستم اسير * آل زياد كامروا در وطن دريغ
كرد آفتاب يثرب و بطحا غروب و تافت * شِعرى « 10 » ز شام باز و سهيل « 11 » از يمن دريغ
غلطان ز تيغ ظلم ، سليمان به خاك و خون * در خون او حنا به كف اهرمن دريغ
هامش
( 1 ) - منخسف : ماه گرفته ، پوشيده شده .
( 2 ) - عقد ثريا : پروين ، به سبب شباهت آن به گردنبند .
( 3 ) - معجر : پارچهاى كه زنان بر سر افكنند . روسرى ، چادر .
( 4 ) - سموم : باد گرم مهلك ، باد زهرآلود ، سمايم جمع آن است .
( 5 ) - شست : كمند .
( 6 ) - حمايل : بندهاى شمشير .
( 7 ) - نيند : نيستند .
( 8 ) - ربع : سرا ، خانه ، منزل ، جمع آن ارباع و رباع .
( 9 ) - دمن : آثار خانه و حيات مردم در زمين . مفرد آن دمنه است . ربع و دمن : سراى ، خانه و منزل و دامنه .
( 10 ) - شعرى : نام دو ستاره كه يكى را شعراى شامى و ديگرى را شعراى يمانى گويند ، دو خواهر . شعراى شامى ستارهايست درخشان در صورت كلب مقدم و شعراى يمانى ستارهايست در يكى از صورتهاى فلكى به نام كلب اكبر . شعرى العبور و آن يكى از درخشانترين ستارگان نيمكرهى شمالى است . اخيرا اين ستاره به واسطهى وجود ستارهى كوچكى به نام پوپ مورد توجه بسيار شده است .
( 11 ) - سهيل : ستارهايست كه در آخر فصل گرما طلوع مىكند و ميوهها در آن وقت مىرسند و چون در يمن كاملا مشهود است ، آن را سهيل يمانى خوانند .