تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦

6

شد بر سِنان چو سر شاه تاجدار * افگند آسمان به زمين تاج زرنگار
افلاك را ز سيلى غم شد كبود روى * آفاق را ز اشك شفق سرخ شد كنار
از خيمه‌ها ز آتش بيداد خصم رفت * چون از درون خيمگيان بر فلك شرار
عريان تن حسين و به تاراج داد چرخ * پيراهنى كه فاطمه‌اش رشته پود و تار
نگرفت غير بند گران دست او كسى * آن ناتوان كز آل عبا ماند يادگار
رخ‌ها به خون خضاب و عروسان اهل بيت * گشتند بىحجاب به جمّازه « 1 » ها سوار
آن يك شكسته خار اسيرش بر جگر * اين يك نشسته گرد يتيمش بر عِذار
كردند رو به كوفه پس آنگه ز خيمه‌گاه
وين خيمه‌ى كبود شد از آهشان سياه

7

چون راهشان به معركه‌ى « 2 » كربلا فتاد * گردون به فكر سوزش روز جزا فتاد
اجزاى چرخ منتظم از يكدگر گسيخت * اعضاى خاك متصل از هم جدا فتاد
تابان به نيزه رفت سر سروران ز پيش * جمّازه‌هاى پردگيان « 3 » از قفا فتاد
از تندباد حادثه ديدند هر طرف * سروى به سر درآمد و نخلى ز پا فتاد
مانده بهر طرف نگران چشم حسرتى * در جستجوى كشته‌ى خود تا كجا فتاد
ناگه نگاه پردگى حجله‌ى بتول * بر پاره‌ى تنِ على مرتضى فتاد
بى خود كشيد ناله‌ى « هذا اخى » چنان * كز ناله‌اش به گنبد گردون صدا فتاد
پس كرد رو به يثرب و از دل كشيد آه
نالان به گريه گفت ببين يا محمداه

8

اين رفته سر به نيزه‌ى اعدا حسين تست * اين مانده بر زمين تنِ تنها حسين تست
اين آهوى حرم كه تن پاره‌پاره‌اش * در خون كشيده دامن صحرا حسين تست
اين پر كشيده مرغ همايون به سوى خلد * كش « 4 » پر ز تير رسته بر اعضا حسين تست
اين سر بريده از ستم زال روزگار « 5 » * كز ياد برده ماتم يحيى حسين تست
اين مهر مُنكسِف « 6 » كه غبار مصيبتش * تاريك كرده چشم مسيحا ، حسين تست
هامش
( 1 ) - جمازه : شتر تيزرو ، هيون . ( 2 ) - معركه : كارزار ، ميدان نبرد . ( 3 ) - پردگيان : مستوران ، پرده‌نشينان ، اهل حرم . ( 4 ) - كش : كه او را . ( 5 ) - زال روزگار : روزگار پير و كهن . ( 6 ) - منكسف : آفتاب در وقتى كه تمام يا بخشى از آن گرفته شده باشد .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 846 | مرضيه محمدزاده