پرش به محتوای اصلی

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحه 818

پدیدآورندگان:

ص۸۱۸
باز آن دمست كه پس از رستخيز خلق * افتند در گمان كه قيامت همين دمست
زين غصه بس كه خاطر خورشيد تيره شد * صبحى كه سر زند ز افق شاه ماتمست
تا روزگار دل ، همه آه پياپى است * تا شب مدار ديده ، به شك دمادمست
در پيش موج گريه زمين را چه اعتبار * اين سيل را معامله با عرش اعظمست
در دشت دل قيامت دل‌هاى مرده كرد * اين ناله‌ى گرفته كه با صور توأمست
چون اهل دل متاع غم دل كنند عرض * درديست اينكه بر همه غم‌ها مقدمست
آوخ كه عمر خنده‌ى شادى تمام شد
جز آب شور گريه به مردم حرام شد

4

هر سال تازه خون شهيدان كربلا * چون لاله مىدمد ز بيابان كربلا
اين تازه‌تر كه مىرود از چشم ما برون * خونى كه خورده‌اند يتيمان كربلا
آمد فرود و جمله به دلهاى ما نشست * گردى كه شد بلند به ميدان كربلا
اين باغبان كه بود كه ناداده آب ، چيد * چندين گل شكفته ز بستان كربلا ؟
گلبن به جاى گل دل خونين دهد به بار * خون خورده است خاك گلستان كربلا
آه از دمى كه بىكس و بىيار و همنشين * تنها بماند رستم ميدان كربلا
داد آن گلى كه بود گل دامن رسول * دامن به دست خار بيابان كربلا
گشتند حلقه لشكر افزون ز مار و مور * خاتم صفت به گرد سليمان كربلا
خون خورد تيغ تيز كه تا يك نفس رساند * آبى به حلق تشنه‌ى سلطان كربلا
آبى كه ديو و دد همه چون شير مىخورند
آل پيمبر از دم شمشير مىخورند

5

از موج گريه ، كشتى طاقت تباه شد * وز دود آه ، خانه‌ى دل سياه شد
تا بود در جگر نم خون ، وقف گريه شد * تا بود در درون نفسى ، صرف آه شد
زين غم كه سرخ شد رخ شهزادگان به خون * بايد سياه‌پوش چو بخت سياه شد
تنها نه گرد غصّه به آدم رسيد و بس * اين غم غبار آينه‌ى مهر و ماه شد
پيغام درد تا برساند به شرق و غرب * پيك سرشت ، هر طرفى رو به راه شد
ايّام تيره شد چو محرّم فرا رسيد * اين ماه داغ ناصبه‌ى سال و ماه شد
خورشيد كرد دعوى ماتم رسيدگى * رنگ شكسته بر رخ زردش گواه شد
هركس كه گريه كرد درين مه ز سوز دل * جبريل شد ضمان كه برى از گناه شد
فردا چو گل شكفته شود پيش مصطفى * رويى كه اندرين دهه هم رنگ كاه شد
در گريه كوش تا بتوانى كه در خور است
عذر گناه عمر ابد ديده‌ى تر است
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحه 818 | مرضيه محمدزاده