خودم اعتقاد دارم . اين قصيده در دل من جاى دارد و هرگاه با خود خلوت مىكنم آن را زمزمه مىكنم » . « 1 »
محمد مهدى پس از اخذ مقدمات ، ادب و صرف و نحو و منطق و حساب و علوم غريبه و معانى بيان و فقه و اصول را از علماى عصر خويش فراگرفت . جواهرى در شعر و ادب عرب از تمام شعراى آن ديار پيشى گرفت و شيوههاى عالى و قدرت بيان او در جهان عرب نظير نداشت و بزرگان شعراى عرب را حيرتزده نمود و مجذوب خود كرد ، امروزه از مصر و شمال آفريقا گرفته تا سوريه و لبنان و ساير كشورهاى عربى همهى شعرا در مقابل او سر تعظيم فرود آورده و سبك او عظمت مكتب ادبى تشيّع را منعكس مىكند .
جواهرى يكى از شاگردان مدرسهى شيعى است . او را بلبل العراق و آوازهى فرات مىخوانند . شيخ جعفر آل محبوبه او را ستوده مىگويد « 2 » : قبل از ده سالگى سرودن شعر را شروع كرد و در جرگهى شيوخ نظم وارد شد و از همه سبقت گرفت و يكّه تاز ميدان ادب گرديد و اضافه مىكند كه اگر او نجفى و فراتى نبود در جهان درفش ادب و پرچم شعر را به نام او مىافراشتند و او را در اعلا مكان جاى داده و بر همگان مقدمش مىداشتند و به حق مىگويم و هر منصفى قبول دارد كه وى ملك الشعراء است .
جواهرى به رياست تشريفات دربار سلطنتى عراق انتخاب شد و سپس از مقام خويش استعفا كرد و بعدها روزنامههاى الفرات ، الانقلاب ، الرأى العام ، البغدايه و الجهاد را به تناوب منتشر كرد كه اغلب بهوسيلهى دولت عراق تعطيل مىشد .
در سال 1366 ه . ق . به عضويت مجلس شورا انتخاب گشت و بر اثر اختلاف شديد با دولت عراق نزد دوست خود دكتر طه حسين در مصر پناه برد و پس از مدتى مجددا به عراق بازگشت و بعد به دولت سوريه پناهنده شد جواهرى آثار بسيارى از خود باقى گذاشته است كه از مشهورترين آنها « بريد العورة » ، « حلية الادب » در دو جلد ، « ديوان بين الشعور و العواطف » ، « ديوان الجواهرى » در دو جلد ، « ديوان الجواهرى » در چهار جلد ، « قصائد مختاره » ، « المجموعة الشعريه » در دو جلد و . . . .
در سال 1924 ميلادى به ايران سفر كرد . دومين سفر او در سال 1926 ميلادى انجام گرفت . محمد مهدى در سال 1997 ميلادى وفات يافت .
- * -
و قدّست « ذكراك » ، لم انتحل * ثياب التّقاة و لم ادّع « 3 »
تقديس من از حسين ( ع ) از صورتهاى ساختگى و ادعاهاى تقواپيشگى مبراست .
* * *
اظهار عشق و علاقه به حسين ( ع ) :
1 - فداء لمثواك من مضجع * تنوّر بالأبلج الأروع
2 - بأعبق من نفحات الجنان * روحا ، و من مسكها أضوع
3 - ورعيا ليومك يوم « الطفوف » * و سقيا لارضك من مصرع
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 109 .
( 2 ) - ماضى النجف و حاضرها ؛ ج 2 ، ص 136 .
( 3 ) - ذكرياتى ؛ ج 1 ، ص 575 .