تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١

محمّد مهدى الجواهرى

محمّد مهدى فرزند شيخ عبد الحسين نجفى معروف به جواهرى ملك الشعراى شيعه و از علماى ادب عصر حاضر كه به سال 1317 ه . ق . در نجف اشرف متولد شد . وى ايرانىتبار بود . ولادت او در خاندان علم بود . جدّ بزرگ او شيخ محمّد حسن صاحب كتاب معروف « جواهر الكلام » است و ازاين‌روست كه اين خانواده به صاحب جواهر و به مرور زمان به « جواهرى » و « جواهر الكلام » شهرت مىيابد . محمد مهدى به دلايل گوناگونى از مسير پاك خاندان خويش فاصله مىگيرد . گاه به سوسياليست متمايل مىشود ، و گاه نيز به لاابالىگرى كشيده مىشود و ليكن مانند برخى ديگر از شعراى معاصرش چندان به دشمنى و مخالفت با دين شناخته نمىشود ، در برخى اشعارش نيز به مسلمان بودن خويش افتخار مىكند و قصايدى در امور دينى مىسرايد . « 1 » وى از كودكى به سرودن شعر روى آورد و نزد بزرگانى بسيار درس خواند . قوّت شعر ، متانت الفاظ و استحكام معانى در قصايدش او را زبانزد ادباى معاصر نموده است ، به‌گونه‌اىكه او را « متنبّى عصر » حاضر ناميده‌اند و برخى ناقدين مانند « على جواد الطاهر » او را بزرگتر از آن دانسته‌اند كه در مقوله‌هاى درسى بگنجد « 2 » همه‌ى آلودگيها و تيرگيهايى كه برخى جريانات انحرافى در او به‌وجود آورد ، نتوانست فروغ تابناك حسين ( ع ) را كه از كودكى با گوشت و خونش عجين گشته بود ، خاموش سازد ، اين شعله‌ى پنهان هرازگاهى او را به خويش مىخواند و با نماياندن جلوه‌اى از حقيقت خويش ، او را به تسليم و تواضع مىكشاند . بارقه‌اى از اين دست ، سروده‌ى زيباى او را در اظهار عشق و علاقه به حسين ( ع ) جاودانه ساخت . قصيده‌ى « آمنت بالحسين » يكى از قصايد درخشانى است كه با صفا و صداقت از حسين ( ع ) و با حسين ( ع ) سخن گفته است . ابيات در عين سادگى و روشنى از صنايع محكم ادبى برخوردار مىباشد . اين اشعار از چنان استقبالى در ميان مردم برخوردار گرديد كه آن را با آب طلا بر در ورودى حرم امام حسين ( ع ) نوشتند . جواهرى تلاش مىكند در يادآورى روز عاشورا و آنچه بر اهل بيت گذشت ، ماجرا را به دور از نقل راويان و پاك از عنادى كه روزگار بر آن نشانده است ، جستجو نمايد . برخى از آنچه را كه از كودكى و ايام عزادارى ابا عبد اللّه ( ع ) به خاطر دارد برايش قابل توجيه نيست . او عزادارىهاى ظاهرى و تهى از معنى را از سياست‌بازانى مىداند كه در ادامه‌ى جنايات خويش نسبت به محبّين امام حسين ( ع ) رنگ دلخواه خود را به اين مراسم پاشيده‌اند . رنگى كه به ظاهر دلپذير و مردم‌پسند است . آنچه به وضوح شعر « جواهرى » را ممتاز مىسازد ، صدق عاطفه و گفتار اوست . از آنچه در درون او را به جدال و كشمكش وا مىدارد ، بىپيرايه سخن مىگويد ، در اثبات آنچه پذيرفته و نفى آنچه را پرده‌اى بر حقايق مىشمارد به صراحت احتجاج مىكند . جواهرى سفرى به ايران داشت و در اين سفر با مدين الموسوى شاعر و اديب معاصر عرب مؤانست و همراهى داشت به او گفت : « اين قصيده مرا به بهشت مىبرد ، مگر بهشت فقط براى كسانى است كه نماز مىخوانند و روزه مىگيرند ، من به راه خاص
هامش
( 1 ) - رحلتى مع الجواهرى ، مجله القصب ، السنه الثالثه ، العدد الحادى عشر ؛ ص 55 و 56 . ( 2 ) - همان ؛ ص 55 .