جانفشانى براى احياى اين سخن است كه حكومت براساس امامت باشد نه وراثت . » « 1 »
بايد توجه داشت كه بر خلاف شيوهى رايج در اشعار عرب ، شعر نمايشى فاقد جنبهى غنايى يا به زبان ديگر از اين جنبه كم بهره است . شعر نمايشى شعر گفتگو و حركت است ؛ اعمال ، رفتار و حركت بازيگر مكمل شعر و الفاظ مىباشد . از ديگر ويژگيهاى شعر نمايشى همراهى و آميختگى آن با درگيرى و جدال است . درگيرى ، روح نمايشنامه يا به عبارت بهتر ، جوهرهى آن است .
عناصر مؤثر ديگر كه در شعر و نمايش مشترك است تخيّل مىباشد كه از اركان اصل جاذبه و ابداع در شعر و نمايش به حساب مىآيد و عاطفه را كه لازمهى تأثيرگذارى اين دو فن بر مخاطب مىشمارند اين دو فن در نمايشنامههاى تراژدى به وضوح جلوهگرى مىكند .
روح نمايش درگيرى و كشمكش است . اين درگيرى در تراژدى به اوج مىرسد و در اشعار حماسى تأثير فوقالعادهاى بر مخاطب به جاى مىگذارد و اين هر دو در نمايشنامه منظوم شرقاوى درآميخته و جلوهاى خاص به نمايش بخشيده است .
زيباترين تصوير را شرقاوى در ترسيم درگيرى درونى و مراحل پيشرفت جدال نفسانى حرّ كه در نهايت به تغيير كامل حرّ انجاميد ، دارد .
- * - از لحظهى آغازين برخورد حرّ با امام حسين ( ع ) :
الحرّ : انا ذا الحرّ الرّياحى اتيت
الحسين ( ع ) : اعلينا ام لنا ؟
الحرّ : بل عليك
الحرّ : لنفسه ، اعفنى يا ربّ من هذا القتال !
امام از حرّ بن يزيد رياحى مىپرسد : آيا با مايى يا بر عليه ما ؟ حرّ اعلام مىكند : بر عليه شما ! اما در همين حال زير لب زمزمه مىكند و از خدا مىخواهد كه او را از اين قتال معاف بدارد .
حرّ و سپاهش مورد ملاطفت امام حسين ( ع ) قرار مىگيرند و به دست ايشان سيراب مىشوند و حرّ بار ديگر شرمسارانه با خود مىستيزد كه چگونه بر روى حسين ( ع ) شمشير بكشد ؟ !
* * * الحرّ : اثرانى اشهر السّيف على وجه الحسين اعفنى يا ربّ من هذا البلاء .
و إذن يا ابن رسول اللّه فاذهب فى طريق يجهلونه
لا يؤدّى بك ، أو ترجع منه للمدينة ! « 2 »
حر به جهت اينكه مأمور است و بايد مأموريت خويش را به انجام رساند ، لذا براى رهايى از اين تكليف و نجات از عذاب وجدان ، تلاش مىكند امام را از ادامهى حركت باز دارد يا مسير حضرت را تغيير دهد .
* * *
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 84 .
( 2 ) - همان ؛ ص 272 .