و إذا المنافع و المكاسب صرن ميزان الصّداقة
و إذا غد النّبل الأبىّ هو البلاهة
و بلاغة الفصحاء تقهرها الفهاهة
فلتذكرونى حين تشتبه الحقيقة بالخيال
و اذا غدا جبن الخنوع علامة الرّجل الحصيف
و إذا غدا البهتان و التّزييف و الكذب المجلجل
هنّ ايات النّجاح « 1 »
مرا ياد كنيد زيرا تمامى فضايل را در من مىيابيد !
من غريبى هستم كه مظلوم واقع شدهام
اكنون زمان بهگونهاى است كه تنها رذايل باقى مانده است و فضايل ستوده از بين رفته است .
پس مرا ياد كنيد در زمانىكه شجاعت با حماقت درآميخته است و منفعت ميزان راستگويى شده است ، و بلاغت فصيحان مانند كسانى است كه از گفتار درمانده و عاجز شدهاند .
پس مرا ياد كنيد در زمانىكه حقيقت با خيال مشتبه شده است .
هنگامىكه ترس انسان فاجر و بدكار علامت مرد فرزانه و خردمند شود و هنگامىكه تهمت و بهتان و كذب از نشانههاى پيروزى باشد .
* * *
سأظلّ أقتل كلّما رغمت أنوف فى المذلّة
و يظلّ يحكمكم يزيد ما . . . و يفعل ما يريد !
و ولاته يستعبدونكم و هم شرّ العبيد
و يظلّ يلعنكم و إن طال المدى جرح الشّهيد
لانّكم لم تدركوا ثأر الشّهيد
فأدركوا ثأر الشّهيد ! « 2 »
هنگامىكه سكوت در برابر فريب را ديديد ، يا شاهد تن دادن انسان به ذلّت بوديد ، بدانيد كه مرا دوباره سر مىبرند و هر روز هزاران هزاربار به خون مىغلتم .
آرى مرا همچنان سر مىبرند تا زمانى كه گروهى در خوارى و ذلّت به سر مىبرند .
تا هنگامىكه مثل يزيدى بر آنان حكومت مىكند و هرچه مىخواهد انجام مىدهد و حاكمانى كه از پستترين بندگانند مردم را به بردگى مىكشانند ؛
تا روزگار چنين است زخم شهيد شما را لعنت مىكند . چراكه پيام خون او را نيافتيد . پس خون شهيد را دريابيد !
نمايش منظوم در خاتمه پيام پرطنين و جاودانگى شاعر را به مخاطب مىرساند .
« فادركوا ثار الشّهيد » ، « ثورة » و « شهادة » را دريابيد ! « 3 »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 440 و 441 .
( 2 ) - همان ؛ ص 447 .
( 3 ) - امام حسين ( ع ) در شعر معاصر عربى .