تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

حماسه :

شاعران معاصر ، خصوصا در دهه‌هاى اخير بسيار در اين فن سروده‌اند ، حماسه‌ى معاصر بيش از آن‌كه به وصف جنگاورى و شرح كارزار بپردازد ، به شرح همّت‌هاى بلند و عظمت‌هاى روحى حماسه‌سازان عاشورا توجه نموده است . حماسه حسينى در اشعار معاصر با حماسه‌ى انقلابيون در سراسر سرزمين‌هاى اسلامى درآميخته است . 1 - مجد و عظمت ، جاودانگى و خلود : روز عاشورا ، تداعىگر مجد و بزرگوارى و عزّتى ماندگار است . مجدى كه بر ستون‌هاى شهادت و ايثار تكيه كرده و با فناپذيرى دنيا ، رنگ فنا نمىپذيرد « 1 » . 2 - حقارت دنيا : لازمه‌ى بلند همّتى و دلاورى ، تحقير دنيا و دلبستگىهاى آن است و در حماسه حسينى چنين ديدگاهى ، فراوان به چشم مىخورد . شاعر ، حسين ( ع ) را وارث پيامبر ( ص ) مىداند و همانگونه كه آن حضرت ، نه تنها در برابر متاع ناچيز ( دنيا ) بلكه در تملك ماه و خورشيد ، حاضر به دست كشيدن از رسالت بزرگ خويش نبود ، حسين ( ع ) نيز با بىاعتنايى و تمسخر به دنيايى كه سخاوتمندانه به او عرضه مىشود ، مىخندد و خورشيد و ستارگان را نيز دون همت والاى خويش مىداند « 2 » . 3 - جنگاورى و دلاورى : مردان حماسه ، با سر و جان در ميدان كارزار حضور مىيابند و دشوارىهاى بزرگ را حقير و كوچك مىشمارند . آنها در پيكار ، بر يكديگر پيشى مىگيرند . گويا براى چنين صحنه‌هايى آفريده شده‌اند . 4 - استقبال از مرگ : كربلاييان باوجود اينكه آسمان را به فرمان خويش مىبينند ، براى در آغوش كشيدن مرگ با عزّت ، از آماج تيرها استقبال مىكنند . 5 - شهادت ؛ زيباترين پايان حماسه : انتخاب شهادت ، آن هم به شيوه‌ى حسينى ( ع ) ، مهيج‌ترين صفحه‌ى حماسه و حماسه‌سازى است . شهادتى كه نه بوى يأس و نوميدى دارد ، نه مزه‌ى تلخ شكست را به كام مىريزد و نه رنگ انتحارى جبرى ، كه انتخابى است وفادارانه ، اختيارى فريادگونه و تمرّدى شجاعانه در برابر ظلم و زور و ترسيم مسيرى است براى تمامى تاريخ و همه‌ى جنگاوران راه حق « 3 » .

حكمت :

فن حكمت و شيوه‌هاى آن ، تفاوتى با دوره‌هاى پيشين ندارد ، اين فن ، هم‌چنان به عنوان اثرى ماندگار و مؤثر در جاودانگى شعر ، قصائد معاصرين را زينت بخشيده است . اين حكمت‌ها به مناسبت شرايط و مواضع مختلفى كه امام حسين ( ع ) در جريان قيام ، با آن مواجه مىگردد ، بر زبان و قلم شاعر جارى مىشود و احساس او را به عنوان يك اصل پايدار به حافظه‌ى تاريخ مىسپارد : 1 - مظلوميت حق و اجتماع مردم بر باطل : پس از حركت امام تمامى مسير حسين ( ع ) شاهد گمراهى و پراكندگى مردم از دور حق و تجمعشان بر باطل است ، گويا اين رسم روزگار است كه دلها را از حق دور سازند و عهد و پيمان را زشت بنماياند « 4 » . حقيقت اين است كه انسانها ، قدر نعمت‌هاى الهى را نمىدانند تا زمانىكه از آن محروم گردند ، صبح اگر نورش را از دست دهد
هامش
( 1 ) - عاشوراء فى الادب العاملى المعاصر ، ص 166 . ( 2 ) - همانجا . ( 3 ) - همان ص 180 . ( 4 ) - البابليات ، ج 4 ، ص 99 .