[ مقدمه ]
شعر معاصر حسينى
رثا :
در ميان اغراض شعر معاصر حسينى ، همچنان « رثا » از صادقترين اغراض شعرى است كه گوى سبقت را از ديگر فنون ربوده است ، زيرا از دلهاى سوخته و عواطف سرشار سرچشمه مىگيرد و همراه با درد آه و آتشى است كه از دل مرثيهسرا برمىخيزد .
شعر حسينى در همهى عصرها ، مملو از رثاى دردناك است كه به صورتى غالب و تأثيرگذار ، اثر شاعران را در هر فنّى ، پوشش داده است . تراژدى دردناك عاشورا ، از عوامل عمدهى اين رنگآميزى در اشعار عرب است . ازاينروست كه هرچه زمان به عاشورا نزديكتر مىشود ، سوز و گداز و حرارت رثا را بيشتر و عمق فاجعه را در ترنّم حزين شاعران فزونتر مىيابيم .
تفاوت عمدهاى كه در رثاى اين دوره نسبت به دورههاى گذشتهى شعر حسينى به چشم مىخورد ، وجود روح حماسه و اميد زندگى در آن است كه در قرون گذشته به سمت يأس و خاموشى سوق داده شده بود .
احمد امين مىگويد : « اين حوادث - قتل شيعيان و فشار بر آنان - با فاجعهى قتل حسين ( ع ) و اهل بيت او آغاز گرديد .
قصايد اشكبار ، خطابههاى آتشين ، گفتار از خون برخاسته ، انعكاسى براى خونهاى ريخته شده و پيكرهاى به خاك غلتيده بود .
اين ياد ، در همهى نسلها اندوه را زنده مىكرد و اندوه نيز ادب را برپا مىداشت . . . » « 1 »
رثاى معاصر باوجود حفظ بسيارى از شيوههاى قديم ، از نظر محتوا از روح بدبينى و خمودگى كه در قرون گذشته بر آن ، حاكم گرديده بود ، فاصله مىگيرد . در دهههاى اخير با شروع نهضتهاى آزاديبخش در كشورهاى اسلامى ، رثا به سرعت جاى خود را به فخر و حماسه مىدهد .
از جلوههاى مهم رثا در شعر معاصر به موارد زير مىتوان اشاره نمود :
1 - گريه بر اطلال و دمن « 2 » : برخى شاعران به پيروى از سبك قديم شعر عرب ، بر اطلال و دمن به جاى مانده از ياران سفر كرده گريستهاند . امّا شاعر حسينى ، تداوم زندگى محبوب كربلايى خويش را يادآور مىشود و با ترسيم خرابىهاى بهجامانده از ديار يار ، از ظلم و ستمى كه دشمن به اهل و كاشانهى آنان روا نموده است ، مىگويد و شدت مصيبت اهل بيت را در رثاى خويش مجسّم مىكند « 3 » .
2 - وصف احوال درونى شاعر : در اكثر مرثيههايى كه به سبك كلاسيك سروده شده است سخن از اشك است و آه . اشك خونين و آه شعلهى برخاسته از آتش سوزان درون است .
رثاى برخى شاعران معاصر ، از عشق زائد الوصف درونشان پرده برمىدارد .
3 - توصيف فاجعه كربلا و بيان عظمت آن : از نكات بارز در مرثيههاى حسينى ، به كارگيرى وصف است . وصف تشنگى حسين ( ع ) و اطفال آن حضرت ، سر بريده و رفتار زشت و متأثركنندهى يزيد در اهانت به سر ، وضعيت دلخراش أسرا و . . .
صحنههايى كه عرش را به لرزه درمىآورد و همه چيز را به گريه وامىدارد .
4 - روح زندگى در رثا : مرثيههاى حسينى ، در دهههاى اخير ، تپش زندگى و روح ماندن را به خواننده منتقل مىكند ،
هامش
( 1 ) - ضحى الاسلام ؛ ج 3 ، ص 301 .
( 2 ) - آغاز اكثر قصائد جاهلى به وقوع شاعر بر آثار بهجامانده از يار سفر كرده و ذكر خاطرات گذشته و گريه بر فراق ، اختصاص داشت . اين شيوه در شعر عرب نيز تداوم يافت .
( 3 ) - البابليات ؛ ج 4 ، ص 32 .