شاعر لبنانى ، حسين ( ع ) و كربلا را در جنوب مىيابد . او كربلا را رمزى مىبيند كه در درگيرى جنوب لبنان تمثل يافته است « 1 » .
مدح :
اشعار حسينى گرچه به صورت غالب ، رنگ و بوى ماتم و رثا دارد ولى مدح فضايل حضرت و اصحاب ايشان نيز شعر برخى شاعران را طراوت بخشيده است . اين ستايشها بهگونهاى ناخودآگاه و خودجوش بهواسطهى عشق و عظمتى كه شاعر شيعى نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) احساس مىكرد فوران مىكند ، و اكثرا صدق و صفاى شاعر را به نمايش مىگذارد . مدح به هدف تكسّب و طمع ، در شعر حسينى وجود نداشته است و اگر در دورههاى پيشين به اميد اجر اخروى و ثواب بود ، در عصر حاضر درصد كمى از شاعران به اين انگيزه توجه نمودهاند .
عمدهترين مسائلى كه فنّ مدح در عصر حاضر بدان پرداخته عبارتند از :
1 - مدح نسب : از مصاديق بارز مدح در شعر حسينى ، ذكر پدران ، اجداد و خاندان پاك حضرت است . اين مدح نسب از دو جهت به مدح فضايل برمىگردد . اوّل اينكه اتصال اين نسب به پيامبر ( ص ) و معدن وحى به آن قداست و معنويت مىبخشد .
دوم آنچه از شرف و كرامت و حسن در نسب ممدوح ذكر مىشود تائيدى بر اين خصال در نفس ممدوح است « 2 » . مدح اين عظمت ، هنگامى به اوج مىرسد كه با فضايلى مانند شجاعت ، عقل ، مردانگى و وفا درآميزد .
2 - مدح خصايص فردى : ذكر خصوصيات قهرمانان كربلا به شيوههاى مختلف در شعر معاصر آمده است . گاه شاعر فضايل را شرح مىدهد . گاه به وصف حادثه مىپردازد ؛ و خصيصهاى در ممدوح را شرح مىدهد ؛ و گاه از زبان ممدوح فضايل او را بيان مىكند .
3 - مدح سازنده : اين مدايح مقدمهاى است براى تحرك و جنبش و دعوتى است به سير در مسير حسين ( ع ) .
هجو :
هجو را در تقابل مدح دانستهاند ؛ بالطبع شاعر مديحهسرا ، دشمن ممدوح را شايستهى هجو و طعن مىداند و زبان به نكوهش او مىگشايد . البته اين فن در شعر معاصر به دلايل متعددى از جمله روابط اجتماعى ، قوانين مدنى و حفظ وجاهت فرهنگى شاعر ، قوّت و گزندگى خويش را از دست داده است . ولى در برخى اشعار كورسويى از آن را مىتوان شاهد بود ؛ و بخش كوچكترى از شعر معاصر را شامل مىگردد . تحول عمده در شيوهى هجو نسبت به قرون گذشته تغيير جهت نوك تيز حمله از بنى اميّه و اشاره رفتن آن به سوى حاكمان جور ، به عنوان اخلاف بنى اميه ، و مملوس گشتن اين فن در ميان مردم است .
در هجو نيز گاهى نسب آباء و اجداد مورد توجه قرار مىگيرد و گاهى ديگر به خصوصيات جسمى و ظاهرى فرد توجه مىشود و ديگرگاه خصوصيات اخلاقى ، اثبات صفات رذيله در او و نفى صفات حسنه مورد عنايت است .
از ديگر خصوصيات بارز هجو در اين عصر ، كوتاهى آن است و ناقدان اين خصوصيت را حسن آن مىدانند .
هامش
( 1 ) - عاشورا فى الأدب العاملى المعاصر ؛ ص 230 .
( 2 ) - ليلة عاشوراء ؛ ص 281 .