تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
آنها بت‌هايى غير از وجه خدا بود ، و همه صاحب هواهاى نفسانى و خواهش‌هاى شيطانى بودند و بتهاى ظاهرى را هم مىپرستيدند و از خلّاق آسمان و زمين غافل بودند . 70 - بعد از بنى اميّه ، بنى مروان كه اولاد زرقاء بودند ، بناى ظلم و ستم گذاردند و بعد از آنها خلفاى بنى عباس كه اولاد كنيزى به‌نام نثله بودند ، بناى مكّارى و غدّارى گذاردند و به اهل بيت خيانت كردند هر يكى امام زمان خود را به مكر و حيله شهيد نمود . 71 - دمهاى شمشير و سرهاى نيزه را براى كشتن اولاد دختر رسول خدا تيز كردند ، و آخر گلوهاى ايشان را از خون تر كردند . به رسول خدا خيانت كردند ، و كفر باطنى كه پنهان داشتند ظاهر كردند . 72 - اى شيعه ! تأمل نما و تعجّب من از اينكه جميع اين فرقه اظهار مسلمانى كرد و خود را از امّت رسول خدا ( ص ) مىدانند و دين اسلام را به خود بسته بودند و حال آنكه كفر و مسلمانى براى آنها مساوى بود و اسلام هيچ ثمرى براى آنها ندارد .

- 7 -

73 - سدّ المسامع من أنبائهم خبر * لا ينقضى حزنه أو ينقضي العمر
74 - ما حلّ بالآل في يوم الطفوف و ما * في كربلاء جرى من معشر غدروا
75 - قد بايعوا السبط طوعا منهم و رضى * و سيّروا صحفا بالنصر تبتدر
76 - أقبل فإنّا جميعا شيعة تبع * و كلّنا ناصر و الكلّ منتصر
77 - أقبل و عجّل قد أخضرّ الجناب و قد * زهت بنضرتها الأزهار و الثّمر
78 - أنت الإمام الذي نرجو بطاعته * خلد الجنان إذ النيران تستعر
79 - لا رأي للناس إلّا فيك فأت و لا * تخش اختلافا ففيك الأمر منحصر
80 - و أثّموه إذا لم يأتهم فأتى * قوما لبيعتهم بانكث قد خفروا
81 - قوما يقولون لكن لا فعال لهم * و رأيهم من قديم الدهر منتشر
82 - فعاد نصرهم خذلا و خذلهم * قتلا له بسيوف للعدي ادّخرو
83 - يا ويلهم من رسول اللّه كم ذبحوا * ولدا له و كريمات له أسروا
84 - ما ظنّهم برسول اللّه لو نظرت
عيناه ما صنعوا لو أنّهم نظروا
73 - خبر مصائب وارده بر ائمه طاهرين گوش‌هاى شيعيان را كر كرد و حزن و اندوه اين خبر بر طرف نمىشود الا آنكه عمر به آخر رسد . 74 - اى شيعيان ! ملاحظه نماييد چه مصيبت بزرگى در روز عاشورا بر اهل بيت رسول خدا ( ص ) واقع شد و چه بلاهاى گوناگون در صحراى كربلا جارى شد و بعد از ملاحظه‌ى مصائب ، چشمه‌ى اشك از چشم‌هاى خود جارى سازيد . 75 - فرقه‌ى غدّار مكّار ، نامه‌ها به سيّد الشّهداء نوشتند كه جز تو را امام و پيشوا نمىدانيم ، اگر ما را هدايت نفرمايى در نزد رسول خدا ( ص ) مخاصمه خواهيم كرد و در مقام يارى كردن حاضريم و مطيع از روى طوع و رضا و رغبت بيعت كردند . آخر الامر بيعت را شكستند و خيانت خود را آشكار كردند .