17 - و به يغرف المنافق إذ كا * نت له في فؤاده بغضاء
18 - و لعمري من أوّل الأمر لا تخفى * على ذي البصيرة السّعداء « 1 »
13 - يونس در سختى و نوح در طغيان آب ، بر شما پناه آورده و به نام شما استغاثه كردند .
14 - ايوب نيز ، به نام شما اهل بيت توسل كرد ، و بدىها را از خود بر طرف نمود .
15 - شگفتا ، اين چه بزرگى و مناعتى است كه دشمنان و دوستان آن را نقل كردهاند .
16 - كدامين افتخار ، با اين فخر برابرى مىتواند كند ، كه همهى انبياء ( ع ) به ولاى اين خاندان دل سپردهاند ؟
17 - هر منافقى با نشان دشمنى خاندان على ( ع ) شناخته مىشود ، همان دشمنى كه در دل دارد .
18 - به جان خودم سوگند ، كه از اوّل روزگار ، اين سعادت بر هيچ اهل بصيرتى مخفى نبوده است . « 2 »
* * * قصيدهاى بالغ بر 80 بيت دارد كه خالى از حرف الف است و در مدح اهل بيت ( ع ) سروده است كه ابياتى از آن را نقل مىكنيم : « 3 »
1 - وليّي عليّ حيث كنت وليّه * و مخلصه بل عبد عبد لعبده
2 - لعمرك قلبي مغرم بمحبّتي * له طول عمري ثمّ بعد لولده
3 - و هم مهجتي هم منيتي هم ذخيرتي * و قلبى بحبيّهم مصيب لرشده
4 - و كلّ كبير منهم شمس منبر * و كلّ صغير منهم شمس مهده
5 - و كلّ كمي منهم ليث حربه * و كلّ كريم منهم غيث و هده
6 - بذلت له جهدي بمدح مهذّب * بليغ و مثلي حسبه بذل جهده
7 - و كلّفت فكري حذف حرف مقدّم * على كلّ حرف عند مدحي لمجده
1 - پيشوا و ولىّ من على ( ع ) است ، من هر كجا كه باشم يار و مخلص بلكه بندهى بندهى او هستم .
2 - سوگند به جانم ، كه در تمام زندگانىام مهر او را و سپس محبّت خاندان و فرزندانش را در سينه دارم .
3 - ايشان خون دل من ، و آرزوى ذخيرهى اعمال من هستند و دل من به هدايت ايشان به رشد و صواب نائل شده است .
4 - بزرگان اين خاندان ، آفتاب منابرند ، و كودكانشان در گهواره ، همانند خورشيد تابانند .
5 - دلاورانشان چون شير در بيشه ، و هر كريم و بخشنده كه در اين خاندان هست ، مانند بارانى است كه بر زمينهاى خشك مىبارند .
6 - من كوشش خود را در مدح مهذّب و بليغ اين خاندان به كار بردم ، و اين تلاش براى من بسنده و كافى است .
7 - من در اين چكامه كوشيدم حرف مقدم الفبا را ( الف ) را از شعرم بپيرايم چراكه مىخواهم مجد يگانهى اينها را به سلك نظم درآورم .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 332 و 333 .
( 2 ) - اين قصيده 453 بيت دارد .
( 3 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 339 .