35 - نفقت لديّ لأنّها في مدحكم * فلذلك لا يخشى عليّ كسادها
31 - آن تلاشها بود كه راه راست را بر آفريدگان روشن ساخت و خداپرستان را در آن به گام زدن واداشت .
32 - و اينك از سرودههاى « مغامس » مايههاى دستنخوردهاى را مىنگريد كه از انديشهاى بسان دلبران گريزپاى سرچشمه مىگيرد .
33 و 34 - و همچشمىكنندگان و رشكبرندگان با او نيز برترى آنها را مىپذيرند . بويى از رسانايى شخصيت شما به آنها رسيده و رسايش نموده و نمايى از زيبايى شما آنها را آراسته گردانيده و دلانگيزترش ساخته است .
بر آنها بانگ زده و آواى خويش را به آنها رسانيدم تا به پاسخ من شتافتند .
35 - بسان سنگى كه چون چخماق آتشزنه به آن رسد اخگر خود را دريغ نمىدارد . بازارى داغ يافته و چون در ستايش شماست بيم نمىرود كه گرمى بازارش را از دست بدهد .
36 - رحم الإله ممدّها أقلامه * و رجاؤه أن لا يخيب مدادها
37 - فتشفّعوا لكبائر أسلفتها * قلقت لها نفسي و قلّ رقادها
38 - جرما لو أنّ الراسيات حملنه * دكّت و ذاب صخورها و صلادها
39 - هيهات تمنع عن شفاعة جدّكم * نفس و حب أبي تراب زادها
40 - صلّى الآله عليكم ما أرعدت * سحب و أسبل ممطرا أرعادها « 1 »
36 - خدا بيامرزد هركه را با خامهى خويش به آن يارى دهد و اميد است از كمك آن بىبهره نگردد .
37 - براى گناهان بزرگ كه با انجام آنها آسايش از دلم رخت بربست و جانم ناآرام شد ميانجى مىباشيد .
38 - و براى همان لغزشها كه اگر بر كوهها بار كنند پارهپاره مىشود و سنگهايش مىگدازد .
39 - بسى دور است روانى از شفاعت نياى شما بىبهره بماند كه مهر على را توشهى خويش گرفته است .
40 - تا آنگاه كه ابرى همراه با تندر غرّان در كار بارش و ريزش است درود خدا بر شما باد .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 24 - 26 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 297 و 298 .