تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
6 - نسب كمنبلج الصباح يزينه * حسب شبيه الشمس زاهي المجتلى
7 - السيّد السند السعيد الساجد * السبط الشهيد المستظام المبتلى
8 - قمر بكت عين السماء لأجله * أسفا و قلب الدهر بات مقلقلا
9 - تاللّه لا أنساه فردا ظاميا * و الماء ينهل منه ذيبان الفلا
10 - و السيّد العبّاس قد سلب العدى * عنه اللباس و صيّروه مجدّلا
6 - بستگى دودمانى حسين همچون بامداد روشن است كه گوهر خود وى همچون خورشيد تابان و فروزان آن را مىآرايد . 7 - اوست سرورى شايسته‌ى پشتگرمى ، خوشبخت ، به خاك افتاده در برابر خدا ، دخترزاده‌ى جانباخته‌ى پيامبر ، كه گرفتار است و زير شكنجه‌ى سخت ، ستم‌ها بر وى مىرود . 8 - ماهى كه ديده‌ى آسمان اندوهگنانه در سوگ او گريست و دل روزگار برايش تپيدن گرفت . 9 - به خدا هرگز فراموش نمىكنم او را كه تنها و تشنه‌لب بود با آنكه در پيش روى او چشمه‌ى لبريز از آب ، گرگان بيابان را هم سيراب مىكرد . 10 - و نيز حضرت عبّاس را كه دشمنان جامه از پيكر او به در كرده ، برهنه بر زمين افكندند .
11 - و الطفل شمس حياته قد أصحبت * بالخسف في طفل و جلّ مؤثلا
12 - و بنو اميّة في جسوم صحابه * قد حطّموا السمر اللدان الذّبلا
13 - شربوا بكاساة القنا خمر الفنا * مزج البلاء به فأمسوا في البلا
14 - و تقاطعت أرحامهم و جسومهم * كرما و أوصلت الرؤس الأرجلا
15 - و توارثوا من بعد سلب نفوسهم * دار المقامة في القيامة موئلا
11 - و آن كودك را كه خورشيد زندگىاش گرفت و آفتاب آن براى هميشه راه باختران سپرد . 12 - فرزندان اميّه در پيكر ياران او نيزه‌هايى سخت را خرد كردند . 13 - حسين و همراهان نيزه‌ها را پيمانه‌اى شمرده و با آن باده‌ى مرگ نوشيدند و با آميختن آن با گرفتارىها ، خود را به بالاى آزمايش كشيدند . 14 - اندام‌هاشان از هم گسيخت و تن‌ها پاره‌پاره گرديد تا سرها به پاها رسيد و در كنار آنها جاى گزيد . 15 - پس از جان دادن ، در روز رستاخيز سراى پاينده و بر جاى مانده را به ارث بردند .
16 - و السّبط شاك ماله من ناصر * شاك إلى ربّ السّموات العلى
17 - ظام إلى ماء الفرات فإن يرم * نهلا يرى البيض الصوارم منهلا
18 - و القوم محدقة عليه بجحفل * كالبحر آخره يحاكي الاوّلا
19 - متلاطم سغبت به أسيافهم * فغدا لهم لحم الفوارس مأكلا
20 - و من العجائب انّه يشكو الظما * و أبوه يسقي في المعاد السلسلا
16 - دخترزاده‌ى پيامبر درددل‌ها داشت و او را يارى نبود . درددل‌هاى خود را به آستان پروردگار آسمان‌هاى بلندپايه برد .