تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
72 - از سوز جگر و با دلى ريش با من زارى كن و در كار گريستن همراه و ياور من باش . 73 - تا آنگاه كه براى راندن شتران نى مىنوازند و تا آنگاه كه ديداركنندگان از خانه‌ى خدا گام در دل راه مىنهند فرزندان اميه را نفرين خواهم فرستاد . 74 - يزيد و زيادشان را نفرين مىكنم و پروردگارم نيز كيفر هميشگىشان را زياد خواهد كرد . 75 و 76 - اى فرزند محمّد ! تا آنگاه كه بر پائين خاك بخسبم بر تو خواهم گريست و از گوهرهاى سخنانم ، ستايش‌هايى زيبا را به ياد بزرگى تو آرايش خواهم داد .
77 - عربا فصاحا في الفصاحة جاوزت * قسّا و بات لها لبيد مبلّدا
78 - قلّدتها بقلائد من جودكم * أضحى بها جيد الزّمان مقلّدا
79 - يرجو بها نجل العرندس صالح * في الخلد مع حور الجنان تخلّدا
80 - و سقى الطفوف الهامرات من الحيا * سحبا تسحّ عيونها دمع النّدى
81 - ثمّ السّلام عليك يابن المرتضى * ما ناح طير في الغصون و غرّدا « 1 »
77 - كه بس دل‌انگيز و رسا باشد و در شيوايى از سخنرانى « قس » « 2 » نيز پيشتر رفته « لبيد » « 3 » را ناتوان گرداند . 78 - آن را با گردن‌بندهايى از بخشش شما آراستم تا توانست پيرايه‌اى فريبا بر گردن روزگار به شمار آيد . 79 - به‌اين‌گونه صالح پسر عرندس اميد مىدارد در كنار سيه‌چشمان در بهشت جاودان خوشبختى پايدار بيابد . 80 - كرانه فرات با رگبارهايى تند از سرشك ابرها سيراب باد ! 81 - و سپس تا آنگاه كه يك پرنده برفراز شاخساران سوگنامه مىخواند درود بر تو اى فرزند مرتضى . * * * ابن العرندس چكامه‌ى بسيار زيبايى در مدح على بن ابى طالب ( ع ) و فرزندش سيّد الشّهداء ( ع ) دارد كه بخش مربوط به امام حسين ( ع ) را مىآوريم :
1 - و جرت سحائب عبرتي في و جنتي * كدم الحسين على أراضي كربلا
2 - الصائم القوّام و المتصدّق الطّعام * أفرس من على فرس علا
3 - رجل بصيوان الغمامة جدّه * المختار في حر الحجير تظلّلا
4 - و أبوه حيدرة الذي بعلومه * و بفضله شرح الكتاب تفصّلا
5 - و ألامّ فاطمة المطهرّة التى * بالمجد تاج فخارها قد كلّلا
1 - باران اشك را چنان بر چهره ريختم كه گويى خون حسين است كه بر زمين كربلا سرازير مىشود . 2 - همان مرد روزه و نماز و بخشنده و خوراك‌دهنده و برترين سواركارى كه بر بالاى اسب جاى گرفت . 3 - و همان كه نياى برگزيده‌ى او در گرماى كشنده ابرهاى پربار را سايه‌بانش مىگردانيد . 4 - و پدر او شيرى است كه با دانش‌ها و برترى خود جاىجاى از كتاب خداوندى را روشن كرد . 5 - و مادرش فاطمه آن بانوى پاكدامن است كه افسر سرفرازى او با بزرگوارىها آراسته گرديده .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 7 ، ص 19 - 23 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 287 - 291 . ( 2 ) - قس پسر ساعده‌ى ايادى كه در ميان همه‌ى تازيان به سخنورى نامور گرديده و در نغزگويى زبانزد آنان است . ( 3 ) - لبيد پسر ربيعه عامرى از سخنرايان بزرگ تازى كه پيامبر نيز سروده‌ى او را ستود و خود در 157 سالگى در آغاز پادشاهى معاويه درگذشت .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 409 | مرضيه محمدزاده