نمودن كار خويش ندارند .
33 - يزيد گردنكش آنان را فرستاده تا همهى عراق را نيز به زير فرمان خود درآرد چراكه فرمانروايى بر شام و مصر او را بىنياز نساخته است .
34 - فرزند زياد براى برخاستن به اين كار كمر بسته و اينگونه گام خود و همراهانش را در راه گناه استوار كرده است .
35 - پسر نحس سعد را به فرماندهى آنان برگماشته و البته آن نفرينزده ، زندگىاش چندان نخواهد پاييد كه به آرزوى خود ( فرماندارى رى ) بتواند رسيد .
36 - فلمّا التقى الجمعان في أرض كربلا * تباعد فعل الخير و اقترب الشرّ
37 - فحاطوا به في عشر شهر محرّم * و بيض المواضي في الأكفّ لها شمر
38 - فقام الفتى لمّا تشاجرت القنا * وصال و قد أودى بمهجته الحرّ
39 - و جال به طرف في المجال كأنّه * دجى اللّيل في لألآء غرّته الفجر
40 - له أربع للرّيح فيهنّ أربع * لقد زانه كرّ و ما شانه الفرّ
36 - و چون آن دو گروه در سرزمين كربلا به يكديگر برخوردند نيكوكارى دور و بدكنشى نزديك شد .
37 - در دههى نخست از ماه محرم گرد او را گرفتند و شمشيرهاى آبداده را در دست خويش به تكان درآوردند .
38 - چون نيزهها با يكديگر درگير آمد . آن جوانمرد برخاست و با آنكه دل او از سوز گرما در تبوتاب بود به تاختن پرداخت .
39 - در پهنهى نبردگاه چنان خويشتن را بنمود كه گفتى در سپيدهى بامدادى از دل شب برآمده است .
40 - او را سراهايى است فرود آمدن گاه چيرگى و توانايى ، راستى را كه برازندهى او تاختن است نه گريختن .
41 - ففرّق جمع القوم حتّى كأنّهم * طيور بغاث شتّ شملهم الصقر
42 - فأذكرهم ليل الهرير فاجمع الكلا * ب على اللّيث الهزبر و قد هرّوا
43 - هناك فدته الصّالحون بأنفس * يضاعف في يوم الحساب لها الاجر
44 - و حادوا عن الكفّار طوعا لنصره * و جادله بالنفس من سعده الحرّ
45 - و مدّوا اليه ذبّلا سمهريّة * لطول حياة السبط في مدّها جزر
41 - شيرازهى سپاه را چنان از هم گسيخت كه گفتى شاهين به ميان مرغكان كندرو افتاده و آنها را پراكنده مىسازد .
42 - به ياد شب زوزهكشان « 1 » انداختشان تا همهى سگان پيرامون شير ژيان را گرفته به زوزه كردن پرداختند .
43 - در آنجا شايسته مردان در راه او به جانفشانىهايى برخاستند كه در روزشمار پاداشهايى هرچه افزونتر خواهند گرفت .
44 - به دلخواه خويش براى يارى او با بدكيشان پيكار كردند و آن آزادمرد حرّ « 2 » از خوشبختى كه يافت تا پاى جان در راه او زدوخورد نمود .
هامش
( 1 ) - شب زوزه : ليلة الهرير ، يكى از شبهاى جنگ صفين را مىگويند كه نزديك به 70000 كشته برجاى نهاد و سرور ما فرمانرواى گروندگان و ياران او در آن شب دلاورىهايى نمودند كه براى هميشه در يادها خواهد ماند .
( 2 ) - حرّ بن يزيد رياحى تميمى يربوعى از شهيدان سرفراز كربلا مىباشد .