تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

ابن العرندس

استاد صالح بن عبد الوهّاب پسر عرندس حلّى مشهور به ابن عرندس يكى از برجستگان شيعه و از نگارندگان دانشور آنان در زمينه‌ى فقه و اصول است . او ستايش‌ها و سوگ‌نامه‌هايى براى اهل بيت پيامبر ( ص ) سروده است و جانسپارى خود را در راه دوستى آنان و ناسازگارىاش را با دشمنان باز نموده است . ابن عرندس به سال 840 در فراخ‌سراى حلّه درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد . « 1 » - * - ابن عرندس چكامه‌ى مشهورى در رثاى سيد الشهداء با قافيه « راء » دارد . « 2 »
1 - طوايا نظامى في الزّمان لها نشر * يعطّرها من طيب ذكراكم نشر
2 - قصائد ما خابت لهنّ مقاصد * بواطنها حمد ظواهرها شكر
3 - مطالعها تحكي النجوم طوالعا * فأخلاقها زهر و أنوارها زهر
4 - عرائس تجلي حين تجلي قلوبنا * أكاليلها درّ و تيجانها تبر
5 - حسان لها حسّان بالفضل شاهد * على وجهها تبر يزإن بها التّبر
1 - در روزگار ، رازهاى سروده‌هايم آشكار مىشود . گروهى آن را از بوى خوش ياد شما خوشبوى مىدارند . 2 - چكامه‌هايى است كه خواسته‌ها از آن برنياورده نيست ، درون آن ستايش‌گرى است و برونش سپاسگزارى . 3 - سرآغاز آنها اختران رخ نموده را به ياد مىآورد ، سرشت آنها از مايه‌ى شكوفه‌ها است و پرتو آنها فروغى تابناك . 4 - دلبرانىاند كه چون دل ما بدرخشد پرده از روى برمىگيرند ، افسرهايى زرّين بر سر دارند كه فراز آنها را مرواريدها آرايش مىدهد . 5 - خوبرويانى كه حسان « 3 » حسن آنان را گواهى مىكند و بر رخساره‌هايشان زرهايى است كه زرهاى ديگر را مىآرايد .
6 - أنظّمها نظم اللّئالى و أسهر الليال * ى ليحيى لي بها و بكم ذكر
7 - فيا ساكني أرض الطفوف عليكم * سلام محبّ ماله عنكم صبر
8 - نشرت دواوين الثنا بعد طيّها * و في كلّ طرس من مديحي لكم سطر
9 - فطابق شعري فيكم دمع ناظرى * فمبيضّ ذا نظم و محمّر ذا نثر
10 - فلا تتهموني بالسلوّ فإنّما * مواعيد سلواني حقّكم الحشر
6 - همچون گوهرها آنها را در رشته مىكشم ، شبها را به بيدارى سر مىكنم تا ياد آنها را براى شما و خويش زنده بدارم . 7 - اى آنان‌كه در كرانه‌هاى فرات آرميده‌ايد ! دوستدارى بر شما درود مىفرستد كه شكيبايىاش نمانده است . 8 - پس از آن‌كه ستايشنامه را درهم پيچيدم باز آنها را گشودم كه در هر نامه‌اى از ستايش‌هاى من فرازى درباره‌ى شما
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ جلد 4 ، ص 287 . ( 2 ) - الغدير ؛ ج 7 ، ص 14 تا 19 . ( 3 ) - حسان از سخنسرايان بزرگ تازى بود .