53 - آيا اين پليد همان دندانهايى را با چوب مىكوبد كه بهترين فرد از عرب و غيرعرب از سر مهر بوسيده بود ؟
54 - و سپس بىخردانه لاف مسلمانى مىزند او كه از عاد و ارم « 1 » هم بدكيشتر است .
55 - واى بر او از آنگاه كه فاطمه پاك بيايد و آنجا كه تودههاى مردم پس از برانگيخته شدن در روز شمار مىايستند ، آوا به دادخواهى بلند كند .
56 - تأتي فيطرق أهل الجمع أجمعهم * منها حياء و وجه الأرض في قتم
57 - و تشتكي عن يمين العرش صارخة * و تستغيث إلى الجبّار ذي النقم
58 - هناك يظهر حكم اللّه في ملأ * عضّوا و خانوا فيا سحقا لفعلهم
59 - و في يديها قميص للحسين غدا * مضمّخا بدم قرنا إلى قدم
60 - أيا بني الوحي و الذكر الحكيم و من * و لاهم أملي و البرء من ألمي
61 - حزني لكم أبدا لا ينقضي كمدا * حتى الممات و ردّ الروح في رمم
62 - حتّى تعود إليكم دولة و عدت * مهدّية تملأ الأقطار بالنعم « 2 »
56 - بيايد و همهى كسانىكه گرد آمدهاند از شرمندگى سر به زير افكنند و چهرهى زمين از گردوخاك سياهرنگ شود .
57 - او در سمت راست از پايگاه تخت جهان نهان بايستد ، فرياد به گلهگذارى بردارد و از خداى توانايى كه خون ستمديدگان را باز مىجويد داد خويش بخواهد .
58 - آنجا فرمان خداوند در پيش روى مردمى آشكار مىشود كه همچون مار گزيدند و نادرستى نمودند كه كردارشان دور از آمرزش باد .
59 - پيراهن حسين را كه سرتاپاى آن خونآلود است به دو دست گرفته .
60 - اى زادگان وحى و ذكر خداى فرزانه ! و اى آنان كه مهرشان اميد من و مايهى بهبودىام از دردهاست !
61 - اندوه من بر شما جاودانه است و رنج آن سپرى نمىشود تا كى ؟ تا بميرم و سپس به استخوانهاى پوسيدهام باز گردم .
62 - مگر دولت شما كه نويدش را دادهاند و بر راه راست خواهد بود فرارسد و سراسر گيتى را از نيكويى پر كند .
هامش
( 1 ) - ارم به گفتهى برخى نام پدر يا مادر يا تيره و يا شهر عاد بوده است .
( 2 ) - الغدير ج 7 ، ص 62 - 66 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 245 - 249 .