تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
53 - آيا اين پليد همان دندان‌هايى را با چوب مىكوبد كه بهترين فرد از عرب و غيرعرب از سر مهر بوسيده بود ؟ 54 - و سپس بىخردانه لاف مسلمانى مىزند او كه از عاد و ارم « 1 » هم بدكيش‌تر است . 55 - واى بر او از آنگاه كه فاطمه پاك بيايد و آنجا كه توده‌هاى مردم پس از برانگيخته شدن در روز شمار مىايستند ، آوا به دادخواهى بلند كند .
56 - تأتي فيطرق أهل الجمع أجمعهم * منها حياء و وجه الأرض في قتم
57 - و تشتكي عن يمين العرش صارخة * و تستغيث إلى الجبّار ذي النقم
58 - هناك يظهر حكم اللّه في ملأ * عضّوا و خانوا فيا سحقا لفعلهم
59 - و في يديها قميص للحسين غدا * مضمّخا بدم قرنا إلى قدم
60 - أيا بني الوحي و الذكر الحكيم و من * و لاهم أملي و البرء من ألمي
61 - حزني لكم أبدا لا ينقضي كمدا * حتى الممات و ردّ الروح في رمم
62 - حتّى تعود إليكم دولة و عدت * مهدّية تملأ الأقطار بالنعم « 2 »
56 - بيايد و همه‌ى كسانىكه گرد آمده‌اند از شرمندگى سر به زير افكنند و چهره‌ى زمين از گردوخاك سياهرنگ شود . 57 - او در سمت راست از پايگاه تخت جهان نهان بايستد ، فرياد به گله‌گذارى بردارد و از خداى توانايى كه خون ستمديدگان را باز مىجويد داد خويش بخواهد . 58 - آنجا فرمان خداوند در پيش روى مردمى آشكار مىشود كه همچون مار گزيدند و نادرستى نمودند كه كردارشان دور از آمرزش باد . 59 - پيراهن حسين را كه سرتاپاى آن خون‌آلود است به دو دست گرفته . 60 - اى زادگان وحى و ذكر خداى فرزانه ! و اى آنان كه مهرشان اميد من و مايه‌ى بهبودىام از دردهاست ! 61 - اندوه من بر شما جاودانه است و رنج آن سپرى نمىشود تا كى ؟ تا بميرم و سپس به استخوان‌هاى پوسيده‌ام باز گردم . 62 - مگر دولت شما كه نويدش را داده‌اند و بر راه راست خواهد بود فرارسد و سراسر گيتى را از نيكويى پر كند .
هامش
( 1 ) - ارم به گفته‌ى برخى نام پدر يا مادر يا تيره و يا شهر عاد بوده است . ( 2 ) - الغدير ج 7 ، ص 62 - 66 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 245 - 249 .