تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
36 - هو سيّد الكونين بل هو أش * رف الثقلين حقّا و النذير الناصح
37 - لو لاك ما خلق الزمان و لابدت * للعالمين مساجد و مصابح
38 - و الامّ فاطمة البتول و بضعة * الهادي الرسول لها المهيمن مانح
39 - حوريّة إنسيّة لجلالها * و جمالها الوحي المنزّل شارح
40 - و الوالد الطهر الوصىّ المرتضي * علم الهداية و المنار الواضح
36 - سرور دو جهان است و به راستى برترين نمونه از دو ثقل و همان اندرزگوى و بيم‌دهنده مردم از كيفر و بدكارىها . 37 - اگر او نبود نه روزگار آفريده مىشد و نه براى جهانيان ، پرستشگاهها و چراغ‌ها آشكار مىگرديد . 38 - مادر اينان فاطمه‌ى بتول است جگرگوشه‌ى رسول راهنما كه خداوند نگاهبان همه را بر او بخشيد . 39 - با آنكه از ميان آدميان برخاسته به حوريان بهشتى مىماند و وحى آسمانى گزارشگر شكوه و زيبايى اوست . 40 - پدر پاكش كه وصى و مرتضى است و پرچم هدايت و راه روشن است .
41 - مولى له النبأ العظيم و حبّه * النهج القويم به المتاجر رابح
42 - مولى له بغدير خمّ بيعة * خضعت لها الأعناق و هي طوامح
43 - القسور البتّاك و الفتّاك و الس * فّاك في يوم العراك الذّابح
44 - أسد الاله و سيفه و وليّه * و شقيق أحمد و الوصيّ الناصح
45 - و بعضده و بعضبه و بعزمه * حقّا على الكفّار ناح النايح
41 - و همان سرور كه « نبأ عظيم « 1 » » گزارش سترك از آن او و دوستى وى برنامه استوار است كه سوداگر راستىها ، سود از آن تواند برد . 42 - سرپرستى است كه مردم در غدير خم دست فرمانبردارى به او داده و - بر سر اين كار - گردن‌هاى بالا داشته خويش را فرود آوردند . 43 - او همان شير دلاور است كه - در روز پيكار ، سر از تن ياغيان جدا مىكند . 44 - شير خدا و شمشير او و دوستدار وى و برادر ستوده‌ترين پيامبران ( احمد ) و جانشين دلسوز او . 45 - راستى به زور بازو و تيغ بران و خواست او بود كه بدكيشان به سوگنامه‌خوانى نشستند .
46 - يا ناصر الأسلام يا باب الهدى * يا كاسر الأصنام فهي طوامح
47 - يا ليت عينك و الحسين بكربلا * بين الطغاة عن الحريم يكافح
48 - و العاديات صواهل و جوائل * بالشوس في بحر النجيع سوابح
49 - و البيض و السمر اللدان بوارق * و طوارق و لوامع و لوائح
50 - يلقى الردى بحر الندى بين العدى * حتّى غدا ملقى و ليس منافح
46 - اى ياور اسلام و اى دروازه هدايت ! اى شكننده بت‌هايى با گردن‌هاى برافراشته ! 47 - اى كاش ديده بر حسين مىگشودى كه در كربلا ميان گردنكشان از سراپرده‌هايش پاسدارى مىكند . 48 - اسب‌هاى دونده شيهه مىكشند و خود مىنمايند و همراه با جنگجويان سخت‌كوش شتابان در دريائى از خون سيه
هامش
( 1 ) - اشاره به آيات 1 و 2 سوره نبأ .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 384 | مرضيه محمدزاده