تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
24 - آل النبىّ بنو الوصىّ و منبع * الشرف العليّ و للعلوم مفاتح
25 - خزّان علم اللّه مهبط وحيه * و بحار علم و الأنام ضحاضح
21 - زاغ سياه را به ستم بر مرغان شكارى واداشت و زنگى هردم يك‌رنگ را به شير بچگان چيره گردانيد . 22 - سگ گزنده به دست درازىهاى بيدادگرانه پرداخت و به سوى شير شكارشكن تاخت و شگفتا از گرانى اين رويداد . 23 - كفتارهاى لنگ به‌گونه‌اى هراس‌انگيز جستن كردند و شير براى شيران به نبرد و برابرى برخاست . 24 و 25 - تبار پيامبر و فرزندان جانشين او ، سرچشمه‌ى رفيع شرافت و كليدهاى دانش ، گنجينه‌هاى دانش خداوند كه مهبط وحى الهى هستند درياهاى دانشىاند كه مردم در برابر آن به آبى كم‌ژرفا مىمانند .
26 - التائبون العابدون الحامدون * الذّاكرون و جنح ليل جانح
27 - الصائمون القائمون المطعمون * الموثرون لهم يد و منايح
28 - عند الجدى سحب و في وقت الهدى * سمت و في يوم النّزال جحاجح
29 - هم قبلة للساجدين و كعبة * للطائفين و مشعر و بطايح
30 - طرق الهدى سفن النجاة محبّهم * ميزانه يوم القيامة راجح
26 - توبه‌كنندگان ، پرستندگان ، شاكران و ذكرگويان خدا در هنگامىكه پرده‌ى شب همه‌جا را مىپوشاند . 27 - روزه‌داران ، اقامه‌كنندگان نماز و اطعام كنندگانى كه دست بخشندگيشان باز است . 28 - هنگام بخشش ابر بارنده اندوه‌گاه رهبرى ، راه روشن و در روز نبرد سرورانى كه به سوى برترىها مىشتابد . 29 - قبله‌ى سجده‌كنندگان و كعبه‌ى طواف‌كنندگانند و محمل شعورند . 30 - راههاى رهبرى و كشتىهاى رستگارى كه دوستدار ايشان در روز رستاخيز با ترازويى پر از كار نيك به‌پا مىايستد .
31 - ما تبلغ الشعراء منهم في الثنا * و اللّه في السّبع المثاني مادح
32 - نسب كمنبلج الصّباح و منتمى * زاك له يعنو السماك الرّامح
33 - الجدّ خير المرسلين محمّد ال * هادي الأمين أخو الختام الفاتح
34 - هو خاتم بل فاتح بل حاكم * بل شاهد بل شافع بل صافح
35 - هو اوّل الأنوار بل هو صفوة ال * جبّار و النشر الأريج الفايح
31 - سرايندگان نتوانند چنان كه بايد در ستايش ايشان داد سخن دهند چراكه ستايشگر آنان خداست در قرآن آسمانىاش . 32 - نژادى همچون بامداد تابان دارند و پرورشگاهى پاكيزه كه ستاره نيزه‌دار سماك در برابر آن سر فرود مىآورد . 33 - نياى آنان بهترين فرستادگان خدا ، محمّد ( ص ) ، همان راهنماى درستكار و پيروز است كه نامه‌ى پيام‌آورى به نام او سرانجام يافته است . 34 - او خاتم و به پايان برنده است و فاتح و گشاينده و فرمانروا نيز و ميانجى و گواهى كه از لغزش‌ها چشم مىپوشد . 35 - او نخستين نورهاست بلكه برگزيده‌ى خداى توانا و همان بوى خوشى كه پراكنده مىشود .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 383 | مرضيه محمدزاده