7 - بىهيچ ترديد و گفتگويى دانشوران عامل و نكوكردارى هستند كه دانششان بنياد دانش عالميان است .
8 - آنگاه كه تاريكى شب فرا رسد پيوسته در ركوع و سجده و عبادت به سر مىبرند آرى شب عبادتگران طولانى و پربركت است .
9 - توبهگزاران و ستايشگران راستين خدا و صاحبان عقل و خرد و در دل عارفان همچون عقل تابنده و رهنماينده هستند .
10 - افراد اين خاندان همگى اهل زهد و خشوع و عبادت و كسانى هستند كه در ميان عالميان همتايى ندارند .
11 - هم العترة الأطهار آل محمّد * نبيّ لسان الوحي عنه يقول
12 - بشير نذير طاهر علم سما * حبيب نجيب شاهد و رسول
13 - و مدثّر مزمّل متوكّل * على اللّه لا يثنيه عنه عذول
14 - سراج منير فاضل فاصل أتى * بدين إله الذّكر المبين دليل
15 - له معجزات أعجزت كلّ واصف * بها دحض الأشراك و هو مهول
11 - خاندانى كه همگى عترت پاكان ، خاندان محمد ( ص ) هستند . پيامبرى كه زبان وحى او را شناسانده است .
12 - پيامبر بشير و نذير و پاك ، كه همچون پرچمى در جهان سربرافراشته است ، حبيبى با نجابت و شاهد و دارندهى رسالت .
13 - پيامبر جامه در سر كشيده ، و گليم بر خود پيچيدهاى « 1 » كه حتى هيچ عيبجويى نمىتواند از او روى برتابد .
14 - چراغ تابانى كه از فضيلت برخوردار ، و مايهى جدايى حق از باطل بود و آيينى هدايتگر را با آيات روشنگرى بياورد .
15 - چنان معجزههايى آورد كه زبان هر وصفكنندهاى از توصيف آن ناتوان است ، و بهوسيلهى اين معجزهها ، مشركان را نابود و متوحّش ساخت .
16 - تقاصر عنه المدح عن كلّ مادح * فما ذا عسى فيما أقول اقول
17 - لقد قال فيك اللّه جلّ جلاله * من الحمد مدحا لم ينله رسول
18 - لأنت على خلق عظيم كفي بها * فماذا عسى بعد الإله نقول ؟
19 - مدينة علم بابها الصّنو حيدر * و من غير ذاك و ليس دخول
20 - إمام برى زند الضّلال و قد ورى * زناد الهدى و المشركون ذهول
16 - زبان هر ستايشگر استادى در ستايش و نعت تو كوتاه و نارسا است ، پس من در پهنهى مدح تو چه چيزى بگويم كه سزاوار باشد ؟
17 - در ستايش و مدح تو ، خداى جلّ جلاله چنان مدحى گفته . كه بر هيچ پيامبرى نفرموده است .
18 - بالاتر از اين توصيفى كه خدا در باب تو فرموده يعنى : « تو خلق بزرگ و خوى بسيار پسنديدهاى دارى » « 2 » چه مىتوان گفت ؟
هامش
( 1 ) - اشاره به القاب « مزمّل » و « مدثّر »
( 2 ) - اشاره به آيه 4 ، سورهى قلم ،« إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ».