تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
13 - من تلق منهم تلق غيثا مسبلا * كرما و إن قابلت ليثا مشبلا
14 - نزحت بهم عن عقرهم أيدي العدا * بأبي الفريق الظاعن المترحّلا
15 - ساروا حثيثا و المنايا حولهم * تسري فلن يجدون عنها معزلا
11 - پدرم قربان ماه‌هائى باد كه در مدينه طلوع كردند و در زمين غاضّريه غروب نمودند . 12 - شيران جنگى كه پاكدامنى آنها را شدت گرسنگى لمس نكرد و كسىكه به آنها وارد شود هرگز درمانده نگردد . 13 - كسىكه به ايشان برخورد كند به باران تندى از جهت بزرگوارى و بخشندگى برخورد كرده اگرچه برابر شود با شير بچه‌اى . 14 - دستهاى دشمنان ايشان را از منازلشان راند . پدرم قربان گروهى كه از منازلشان دربه‌در و آواره شدند . 15 - به اصرار و اجبار سير كردند در حالىكه مرگ اطرافشان حركت مىكرد و چاره‌اى از آن نمىديدند .
16 - ضاقت بهم أوطانهم فتبيّنوا * شاطي الفرات عن المواطن موئلا
17 - ظفرت بهم أيدي البغاة فلم أخل * و أبيك تقتنص البغاث الأجدلا
18 - منعوهم ماء الفرات و دونه * بسيوفهم دمهم يراق محلّلا
19 - هجرت روسهم الجسوم فواصلت * زرق الاسنّة و الوشيج الذبّلا
20 - يبكي أسيرهم لفقد قتيلهم * أسفا و كلّ في الحقيقة مبتلى
16 - وطنشان برايشان تنگ شد پس كنار فرات را از ميان اماكن جايگاه خود ساختند . 17 - دست طاغوتيان برايشان پيروز شد و خيال نكنم و تو هم قبول ندارى كه گنجشك دريايى باز را شكار كند . 18 - از ايشان آب فراتى را كه در نزديك او بود با شمشيرهايشان منع كردند و خونشان حلال‌گونه ريخته مىشد . 19 - سرهايشان از بدنهايشان جدا شد ، آنگاه بر نوك نيزه‌ها نصب و پژمرده شدند . 20 - گريه مىكرد اسيرشان براى غصه‌ى فقدان كشته‌هايشان و در حقيقت هريك گرفتار بودند .
21 - هذا يميل على اليمين معفّرا * بدم الوريد وذا يساق مغلّلا
22 - و من العجائب أن تقاد اسودها * أسرا و تفترس الكلاب الأشبلا
23 - لهفى لزين العابدين يقاد في * ثقل الحديد مقيّدا و مكبّلا
24 - متقلقلا في قيده متثقّلا * متوجّعا لمصابه متوجّلا
25 - أفدي الأسير و ليت خدّي موطنا * كانت له بين المحامل محملا
21 - اين يكى بر طرف راست آغشته به خون رگهايش افتاده و آن ديگرى را بسته به زنجير مىبرند . 22 - و از عجايب است كه شيران را به اسارت بسته و سگ بچه ، شيران را پاره‌پاره مىكرد . 23 - قلبم مىسوزد براى زين العابدين كه در زير سنگينى غل و جامعه دست و پا بسته بود . 24 - در زير زنجير گران بىتاب بود و براى مصيبتهايش ناراحت و بيمناك بود . 25 - جانم فداى اسيرى باد و اى كاش صورت و گونه‌ام براى او در ميدان محمل‌ها محملى بود .
26 - أقسمت بالرّحمن حلفة صادق * لو لا الفراعنة الطواغيث الاولى
27 - ما بات قلب محمّد في سطه * قلقا و لا قلب الوصىّ مقلقلا
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 337 | مرضيه محمدزاده