تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
13 - لهفي لآلك يا رسول اللّه فى * أيدي الطغاة نوائحا و بواكي
14 - ما بين نادبة و بين مروعة * في أسر كلّ معاند أفّاك
15 - تاللّه لا أنساك زينب و العدا * قسرا تجاذب عنك فضل رداك
11 - درد و آه بر جسمى كه در صحرا افكنده شده و تيزى شمشيرهاى شما آن را اين‌رو و آن‌رو مىكند . 12 - دردا بر آن گونه‌هاى خون‌آلودى كه سفه‌هاى شما آن را پاره مىكنند . 13 - دردا بر آل تو اى پيامبر خدا كه در دست طاغيان گرفتار و گريه و زارى مىكنند . 14 - بعضى ندبه مىكنند و بعضى بيمناك و در اسارت هر معاند گنهكارى به‌سر مىبرند . 15 - به خدا سوگند اى زينب تو را فراموش نمىكنم در حالتى كه دشمنان گوشه‌ى دامنت را به طرف خود مىكشند .
16 - لم أنس لا و اللّه وجهك إذ هوت * بالرّدن ساترة له يمناك
17 - حتّى إذا همّوا بسلبك صحت باسم * أبيك و استصرخت ثمّ أخاك
18 - لهفي لندبك باسم ندبك و هو * مجروح الجوارح باسياق يراك
19 - تستصرخيه خيه أسى و عزّ عليه أن * تستصرخيه و لا يجيب نداك
20 - و اللّه لو أنّ النّبىّ و صنوه * يوما بعرصة كربلا شهداك
16 - فراموش نمىكنم به خدا سوگند صورتت را كه دستت با آستين آن را پوشاند . 17 - دردا براى زارى كردن تو به جهت برادرت در حالتى كه اعضايش مجروح و در حال جان كندن تو را مىديد . 18 - او را مىخواندى از درد و بيچارگى و چقدر بر وى سخت مىگذشت كه نمىتوانست تو را پاسخ گويد . 19 - به خدا سوگند اگر پيامبر اكرم و پدرت در عرصه‌ى كربلا روزى تو را مىديدند ، 20 - تو را هتك نمىتوانستند بكنند و ريسمانهاى خيمه‌ى تو را نمىتوانستند پاره كنند .
21 - لم يمس منهكا حماك و لم تمط * يوما اميّة عنك سجف خباك
22 - يا عين إن سفحت دموعك فليكن * أسفا على السّبط الرّسول بكاك
23 - و ابكي القتيل المستضام و من بكت * لمصابه الأملاك في الأفلاك
24 - أقسمت يا نفس الحسين أليّة * بجميل حسن بلاك عند بلاك
25 - لو أنّ جدّك في الطفوف مشاهد * و على التراب تربية خدّاك
21 - اى ديده اگر اشك مىريزى گريه‌ات براى سبط پيامبر باشد . 22 - از براى كشته‌شده‌اى كه ظلم به دو شده گريه كن ! آنكه براى او ملائكها در افلاك گريستند . 23 - سوگند ياد كردى اى نفس حسين كه در هنگام امتحان بلا را با صبر تحمل كنى . 24 - اگر جدّت در طفوف مىديد كه بر خاكها گونه‌هايت خاك‌آلود بود ، 25 - اختيار نمىكرد كه بر زمين هموار راه روى و سمّ ستوران تو را پايمال كنند .
26 - ما كان يؤثر أن يرى حرّ الصفا * يوما وطاك و لا الخيول تطاك
27 - أو أنّ والدك الوصىّ بكربلا * يوما على تلك الرّمول يراك
28 - لفداك مجتهدا و ودّ بأنّه * بالنّفس من ضيق الشّراك شراك
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 334 | مرضيه محمدزاده