29 - عالوك لمّا أن علوت فآه من * خطب نراه على علاك علاك
30 - قد كنت شمسا يستضاء بنورها * يعلو على هام السّماك سماك
26 - يا اگر پدرت وصّى پيامبر تو را روزى در كربلا روى رملها مىديد .
27 - خود را فداى تو مىنمود و آرزو داشت كه از تنگناى دام آزادت كند .
28 - تو را چون ديدند از همه برترى آزردند ، آه از جنايتى كه بر تو روا داشتند .
29 - تو آفتابى بودى كه به نورت روشنايى طلبيده مىشد و تو بر افلاك برترى .
30 - تو پناهگاه بودى كه به تو پناه مىبرد هر بيمناكى و تو درياى گوارائى بودى كه پيش از درخواست ، سيراب مىكردى .
31 - و حمىّ يلوذبه المخوف و منهلا * عذبا يصوب نداك قبل نداك
32 - ما ضرّ جسمك حرّ جندلها و قد * أضحى سحيق المسك ترب ثراك
33 - فلئن حرمت من الفرات و وورده * فمن الرّحيق العذب رىّ صداك
34 - و لئن حرمت نعيمها الفاني ؟ فمن * دار البقاء تضاعفت نعماك
35 - و لئن بكتك الطاهرات لوحشة * فالحور تبسّم فرحة بلقاك
31 - به جسم گرمى خاك آسيبى نمىرساند چون خاك قبرت از مشك مىباشد .
32 - اگر از فرات و آشاميدن آب آن محروم شدى از رحيق گوارا تشنگى تو مرتفع مىشود .
33 - اگر از نعيم فانى دنيا محروم شدى نعمتهاى دار بقا براى تو چند برابر شد .
34 - اگر زنان پاكسيرت ( آل رسول ) از وحشت براى تو گريستند حور العين براى لقاى تو خندان شدند .
35 - ميانهى روز گلگون لباس نشدى مگر اينكه شبانگاه سبز پيراهن بودى .
36 - ما بتّ في حمر الملابس غدوة * إلّا انثنت خضرا قبيل مساك
37 - إنّي ليقلقني التلهّف و الأسى * إذ لم أكن بالطفّ من شهداك
38 - لأقيك من حرّ السيوف بمهجتي * و أكون إذ عزّ الفداء فداك
39 - و لئن تطاول بعد حينك بيننا * حين لم أك مسعدا سعداك ؟
40 - و بمقول ذرب اللسان أشدّ من * جند مجنّدة على أعداك
36 - مرا رنج مىدهد آرزوى اينكه نتوانستم در طف از جمله شهداى راه تو باشم .
37 - تا اينكه تيزى دو شمشير را عوض تو به جان قبول كنم و فداى تو شوم در هنگامىكه يارانت كم بودند .
38 - اگر پس از درگذشت تو فاصله بين ما بسيار شده و سعادت نداشتم كه تو را كمك و يارى كنم ،
39 - براى تو گريه مىكنم آنچه بتوانم با اندوهى كه يادآور باشد عجائبى كه به سر تو آمد .
40 - با زبان گويا كه سختتر از هر لشكر باشد بر دشمنانت فضائلت را بيان مىكنم .
41 - و لقد علمت حقيقة و توكلا * أنّي سأسعد في غد بولاك
42 - و ولاء جدّك و البتول و حيدر * و التسعة النجباء من أبناك
43 - قوم عليهم في المعاد توكّلى * و بهم من الأسر الوثيق فكاكي