تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
41 - پس اى كاش براى تو چشمى بود كه اشكش نمىخشكيد و آتشى بود كه سوزش شعله‌ى آن دل را آب مىكرد . 42 - بر مثل اين مصيبت گريه نيكوست و از ما سرور و خوشى جانهاى ما را مىكند . 43 - آيا بهترين انسانها از جهت مادر و پدر و شريف‌ترين خلق خدا و فرزند پيامبر كشته مىشود ؟ 44 - و منع مىشود از آب فرات و حال آنكه از آن استفاده مىكنند وحشيان صحرا و از آب فراوان آن سيراب مىشوند ؟ 45 - بزرگ مىدارم ( حسين را ) كه شخص او مثله شود ( قطعه‌قطعه شود ) به‌طورىكه شايسته و سزاوار آن نبود .
46 - يدير على رأس السنان برأسه * سنان ألا شلّت يمين مديرها
47 - و يؤتى بزين العابدين مكبّلا * أسيرا ألا روحي الفدا لأسيرها
48 - يقاد ذليلا في القيود ممثّلا * لأكفر خلق اللّه و ابن كفورها
49 - و يمسي يزيد رافلا في حريره * و يمسي حسين عاريا في حرورها
50 - و دار بني صخر بن حرب أنيسة * بنشد أغانيها و سكب خمورها
46 - سر مباركش را بر سر نيزه‌ها سنان ( بن انس ) مىگردانيد آيا دست گرداننده‌ى آن بريده نباشد ؟ ! 47 - و زين العابدين را در حالىكه اسير و بسته به زنجير بود آوردند . بدان‌كه جانم فداى آن اسير باد . 48 - او را در حال ذلّت كه بسته به زنجير بود در برابر ناسپاس‌ترين خلق خدا و پسر كافرترين آنان مىكشيدند . 49 - و يزيد شام مىكرد در حالىكه در لباسهاى حريرش مىخراميد و حسين شام مىكرد در حالىكه برهنه در روى زمين داغ افتاده بود . 50 - و خانه اولاد صخر بن حرب مأنوس و آباد بود به سرايندگى رقاصه‌ها و شرابخواران
51 - تظلّ على صوت البغايا بغاتها * بها زمر تلهو بلحن زمورها
52 - و دار علىّ و البتول و أحمد * و شبّرها مولى الورى و شبيرها
53 - معالمها تبكي على علمائها * و زائرها يبكي لفقد مزروها
54 - منازل وحي أقفرت فصدورها * بوحشتها تبكي لفقد صدورها
55 - تظلّ صياما أهلها ففطورها * التلاوة و التسبيح فضل سحورها
51 - همواره بر صداى تبه‌كاران زنان بىعفتى كه به خوانندگى و نوازندگى سرگرم بودند . 52 - و خانه‌ى على و زهرا و پيامبر و شبّر ( حضرت حسن ) و شبير ( حضرت حسين ) مولاى جهانيان . 53 - و خانه‌ها و دورنماها بر علماء و صاحبانش گريه مىكرد و زائر آن براى نبود صاحب آن مىگريست . 54 - منازل وحى از بزرگان آن خالى شده بود و براى نبود بزرگان آن ، با وحشت گريه مىكرد . 55 - همواره اهل آن منازل روزه داشتند و افطارشان تلاوت قرآن و سحورشان تسبيح و ذكر خدا بود .
56 - إذا جنّ ليل زان فيه صلاتهم * صلات فلا يحصى عداد يسيرها
57 - و طول على طول الصلاة و من غدا * مقيما على تقصيره في قصيرها
58 - قفا نسأل الدار التي درس البلى * معالمها من بعد درس زبورها
59 - متى أفلت عنها شموس نهارها * و أظلم ظلما افقها من بدورها ؟
60 - بدور بأرض الطف طاف بها الردى * فأهبطها من جوّها في قبورها