74 - إذا رمت أن أجلو جمال جميلكم * و هل حصر ينهى صفات حصورها
71 - پس مصائب دنيا هرچند كه بزرگ باشد بده يك از مصائب تو شباهت ندارد .
72 - بنا گذارد وحى از بعد خبر دادن خدا به مدح شما مدح و تعريفى را براى آگاه آن .
73 - آنچه در سوره هل اتى از توصيف شما آمده و نيز در سورهى اعراف و طور براى عارفين آن كافيست .
74 - در اين موقع خواستم كه نشان بدهم جمال قشنگ و زيباى شما را و آيا محصور مىتواند صفات بىشمار آن را ، به پايان رساند .
* * *
قصيده سوم :
1 - و عليك خزى يا اميّة دائما * يبقى كما في النّار دام بقاك
2 - هلّا صفحت عن الحسين و رهطه * صفح الوصىّ أبيه عن آباك ؟
3 - و عففت يوم الطفّ عفّة جدّه * المبعوث يوم الفتح عن طلقاك ؟
4 - أفهل يد سلبت إماءك مثل ما * سلبت كريمات الحسين يداك ؟
5 - أم هل برزن بفتح مكّ حسرا * كنسائه يوم الطفوف نساك ؟
1 - بر تو عار باد اى اميه و اين عار هميشگى باد چنانچه هميشه در دوزخ خواهى بود .
2 - آيا بهتر اين نبود كه از حسين و خويشانش درگذرى همينطور كه وصّى پيامبر ، پدرش از پدران شما درگذشت .
3 - در روز طف دست به خونشان نمىآلوديد چنانچه جدّش چنين در روز فتح مكّه با اجداد آزادشدهگان تو كرد .
4 - آيا دستى كه از كنيزان شما غنيمت گرفت مانند دست شما است كه حرمسرايان با كرامت حسين عليه السلام را به غنيمت برد .
5 - آيا كنيزان شما در فتح مكّه بدون معجر شدند مانند زنان آن حضرت در روز طفوف ( كربلا ) .
6 - يا امّة باءت بقتل هداتها * أفمن إلى قتل الهداة هداك ؟
7 - أم أىّ شيطان رماك بغيّه ؟ * حتّى عراك و حلّ عقد عراك
8 - بئس الجزاء لأحمد في آله * و بنيه يوم الطفّ كان جزاك
9 - فلئن سررت بخدعة أسررت في * قتل الحسين فقد دهاك دهاك
10 - ما كان في سلب ابن فاطم ملكه * ما عنه يوما لو كفاك كفاك
6 - اى امّتى كه بقتل هدايتكنندهگانش بازگشت ، آيا كسى شما را به كشتن آنان راهنمايى كرد .
7 - يا كدام شيطان شما را به پرتگاه بدكارى فرستاد تا اينكه گمراه شديد و ريسمان عقل شما را از هم گسيخت .
8 - بد جزايى به احمد ( پيامبر گرامى ) داديد درباره خاندانش در روز طف .
9 - اگر خشنود شدى به خدعهاى كه پنهان كرده در كشتن حسين هر آينه گيجى تو را فراگرفته است .
10 - در غنيمت گرفتن تو ملك و زعامت فرزند فاطمه ، تو را كفايت نمىكند اگر روزى كفايتكننده بود .
11 - لهفي على الجسد المغادر بالعرا * شلوا تقلّبه حدود ظباك
12 - لهفي على الخدّ التريب تخدّه * سفها بأطراف القنا سفهاك