تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

حسن بن على زبير

ابو محمّد ، حسن بن على بن ابراهيم بن زبير ملقب به قاضى مهذّب ، از ندماى « صالح بن رزيك » وزير مصر بود . او و برادرش رشيد هر دو شاعر بودند . ابو محمّد در ربيع الاخر سال 561 ( ه . ق . ) در مصر درگذشت . « 1 » * * *

رثاى حسين « ع » :

1 - و هجرت قوما ما استجاز سواهم * قدما قرى الضيفان بالذيفان
2 - إلا الأولى نزل الحسين بدارهم * و اختار أرضهم على البلدان
3 - و سقوه إذ منعوا الشريعة بعدما * رفضوا الشريعة ماء كان يمان
4 - حتى لقد ورد الحمام على الظما * أكرم به من وارد ظمآن
5 - تاللّه ما نقضوا هناك بقتله * الايمان بل نقضوا عرى الإيمان
1 - از گروهى دور شدم كه براى غذاى مهمانان ، سمّ مهلك تهيه كردند و قبل از آنان كسى اين‌چنين نكرده بود . 2 - مگر كسانىكه حسين ( ع ) به منزل آنان فرود آمد و از بين تمام سرزمين‌ها ، سرزمين آنها را اختيار كرد . 3 - آنها بعد از رها كردن دين و جلوگيرى از رسيدن به آب ، از آب شمشيرها سيرابش كردند . 4 - تا اينكه او تشنه‌كام به طرف مرگ رفت . چه بزرگوار است كسىكه تشنه‌لب به سوى شهادت مىرود . 5 - به خدا سوگند كه با كشتن حسين ( ع ) نه تنها ايمان خود بلكه اساس ايمان را درهم شكستند .
6 - نزلوا على حكم السيوف و قد أبو * في اللّه حكم بني أبي سفيان
7 - و تخيروا عز الممات و فارقوا * فيه حياة مذلة و هوان
8 - و أنيخ فى تلك القفار حمامهم * فأتيح لحم الليث للسرحان
9 - عجبا لهم نقلوا رؤسهم و قد * نقلوا فضائلهم عن القرآن
10 - فالمشركون أخف جرما منهم * و أشف يوم الحشر في الميزان « 2 »
6 - ( حسين ( ع ) و يارانش ) در راه خدا به فرمان شمشير گردن نهادند و زير بار فرزندان ابو سفيان نرفتند . 7 - آنان مرگ باعزّت و افتخار را برگزيدند و از زندگى توأم با ذلّت و خوارى دست كشيدند . 8 - مرگ آنان در اين بيابان منزل كرده بود ، به همين جهت خوردن گوشت شيران براى گرگها آسان شده بود . 9 - چه شگفت است كه سر آنها را ( بالاى نيزه ) جابه‌جا مىكنند ، در همان حال از فضايل آنان‌كه در قرآن آمده حرف مىزنند . 10 - بنابراين در ميزان روز قيامت گناه مشركان از آنها سبكتر است .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 3 ، ص 77 . ( 2 ) - همان ؛ ج 3 ، ص 72 و 73 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 261 | مرضيه محمدزاده