تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
20 - هم آل عمران هم الحجّ و النسا * هم سبأ و الذاريات و مريم
6 - پيكرش به زندان عشق اسير و دربند است . دلش با غمى جانكاه در پى جانان به فلات و هامون دوان است . 7 - اشك رخسار بپالايد تا درد اشتياق از ناصحان مكتوم دارد ، اما شعله‌هاى دل زبانه كشد ، رازش برملا سازد . 8 - ديرى است كه جان دردمندش را به آرزوها سرگرم سازد ، اما دردى از اين بالاتر كه گاه به شود و گاه سر به طغيان بردارد . 16 - بر گذشته‌هاى خود ندامت گرفته و گريستم ، چونان‌كه مادرى بر عزيز خود گريد . 17 - ثنا و ستايشم را ويژه‌ى رسول و همتايش نمودم و آن اختران تابان كه جز آنان درخشش و تابش ندارند . 18 - تين و زيتون ، خاندان محمّد است و هم درخت طوبى . 19 - بهشت عدن هم آنهايند و هم كوثر ، لوح و قلم ، سقف مرفوع معظّم . 20 - آنهايند آل عمران ، سوره‌ى حج و نساء ، سوره‌ى سبا و ذاريات و هم مريم .
21 - هم آل ياسين و طاها و هل أتي * هم النحل و الإنفال إن كنت تعلم
22 - هم الآية الكبري هم الركن و الصّفا * هم الحجّ و البيت العتيق المكرّم
23 - هم في غد سفن النّجاة لمن وعى * هم العروة الوثقى التي ليس تفصم
24 - هم الجنب جنب اللّه في البيت و الورى * هم العين عين اللّه في الناس تعلم
25 - هم الآل فينا و المعالي هم العلى * ينمّم في منهاجهم حيث يمّموا
21 - و نيز آل طه و يس - سوره‌ى هل اتى ، نحل و انفال ، اگر توانى فهم كرد . 22 - و هم آيت كبرى ، حقيقت ركن و صفا ، حجّ خانه‌ى خدا . 23 - به رستاخيز ، كشتى نجات‌اند و هم دستاويز استوار كه نگسلد . 24 - نزد اللّه‌اند در ميان خلق ، عين اللّه‌اند در ميان مردم . 25 - آل اللّه‌اند با ارج و ارجمند ، بر بلنديها كه بر منهاج و شريعتشان روانيم .
26 - هم الغاية القصوي هم منتهى العلى * سل النصّ في القرآن ينبئك عنهم
27 - هم في غد للقادمين سقاتهم * إذا وردوا و الحوض بالماء مفعم
28 - فلولاهم لم يخلق اللّه خلقه * و لا هبطا للنسل حوا و آدم
29 - هم باهلوا نجران من داخل العبا * فعاد المناوي فيهم و هو مفحم
30 - و أقبل جبريل يقول مفاخرا * لميكال : من مثلي و قد صرت منهم ؟ !
26 - آخرين هدف ، بالاترين مقام ، از قرآن بپرس تا خبرت گويد . 27 - به رستاخيز ، اگر بر حوض كوثر راه يا بى ، از زلال آب حيات سيراب گردى . 28 - اگر شمع وجودشان نبودى ، خداى بزرگ نه آسمان و زمين آفريدى و نه حوّا و آدم راه زمين گرفتى . 29 - در زير سايه‌بان عبا ، به مباهله نشستند ، دشمن از هراس عذاب لب از سخن بربست . 30 - جبرئيل كه زير عبا جاى گرفت ، بر ميكائيل مباهات و افتخار گرفت .