72 - باد ، هموار و نرم ، بساط خيبرى بر دوش گرفت ، سريع و شتابان فرمان حق را مطيع شد .
73 - على با همرهان ، كنار كهف رقيم پا بر زمين نهاد ، تا شك و ريب از دلها بزدايد .
74 - فرمود : درود بر شما باد . اصحاب كهف ، بلا درنگ پاسخ بازگفتند ، با آنكه از پاسخ ديگران خموشى گرفتند .
75 - از اينجا بود كه كينهها در سينهها شعلهور شد ، از نفاق باطن پرده بركشيدند .
76 - و الميت حين دعا به من صرصر * فأجابه و أبيت حين دعاك
77 - لا تدّعي ما ليس فيك فتندمى * عند امتحان الصّدق من دعواك
78 - و الخفّ و الثعبان فيه آية * فتيقّظى ياويك من عمياك
79 - و السّطل و المنديل حين أتى به * جبريل حسبك خدمة الإملاك
80 - و دفاع أعظم ما عراك بسيفه * في يوم كلّ كريهة و عراك
76 - باد صرصر كه روح و روان نداشت ، فرمانش به جان خريد ، و تو امت ناپاك راه عصيان سپردى .
77 - دعوى ايمان مكن كه گاه امتحان از دعوى خود پشيمان گردى .
78 - داستان مور و مار ، خود ، آيت حقى است ، واى بر تو از خواب خرگوشى بيدار شو .
79 - سطل و منديل كه جبريل امين براى وضو آورد . بهبه از اين خدمتكار والامقام .
80 - در معركهى هيجا با شمشيرش به دفاع برخاست ، غبار غم از چهرهها بشست .
81 - و مقامه - ثبت الجنان - بخيبر * و الخوف إذ ولّيت حشوحشاك
82 - و الباب حين دحى به عن حصنهم * سبعين باعا في فضا دكداك
83 - و الطائر المشوي نصّ ظاهر * لو لا جحودك ما رأت عيناك
84 - و الصخرة الصمّا و قد شفّ الظما * منها النفوس دحى بها فسقاك
85 - و الماء حين طغى الفرات فأقبلوا * ما بين باكية إليه و باكى
81 - از پايدارى و استقامتش در خيبر ياد كن ، آن روز كه از هراس راه فرار گرفتى .
82 - آن روز كه دراز قلعهى خيبر بركند ، هفتاد گز به دور افكند .
83 - « مرغ بريان » شاهد صدقى است ، اگر حقايق مشهود را منكر نباشى .
84 - در راه صفين صخرهى كوهپيكر ، يك تنه از خاك بركند و چشمهى آب گوارايت نوشاند .
85 - نهر فرات سر به طغيان بركشيد ، زن و مرد ، گريان و نالان به خدمت دويدند .
86 - قالوا : أغثنا يابن عمّ محمّد * فالماء يؤذننا بوشك هلاك
87 - فأتى الفرات فقال : يا أرض ابلعى * طوعا بأمر اللّه طاغي ماك
88 - فأغاضه حتّى بدت حصباؤه * من فوق راسخة من الأسماك
89 - ثمّ استعادوه فعاد بأمره * يجري على قدر ، ففيم مراك ؟ !
90 - مولاك راضية و غضبى فاعلمي * سيّان سخطك عنده و رضاك
86 - كاى پسر عمّ رسول ، خلق را درياب كه بر آستانهى هلاكت اندريم .
87 - نزديك فرات شد و فرمود : « آب سركش را به كام دركش و فرمان خدا را مطيع شو » !