تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
34 - بر سمند تيزگام ادب برشدم و بر دشمنان بدخواهتان تاختم . 35 و 36 - سمندى تيز رفتار از قصائد آبدار كه از طغيان و سركشى آن هراسى در دل نداشتم . با آنكه سواران دگر از سركشى و طغيان تكاور واژگون گشتند ، و رديف آنان نيز به خاك درغلتيد . * * *

رثاى اهل بيت ( ع ) :

1 - يا نديمىّ كنتما فافترقنا * فاسلوانى ؛ لكلّ شىء زوال
2 - لى فى الشيب صارف و من الحز * ن على « آل أحمد » إشغال
3 - معشر الرّشد و الهدى حكم البغ * ى عليهم - سفاهة - و الضّلال
4 - و دعاة اللّه استجابت رجال * لهم ثمّ بدّلوا فاستحالوا
5 - حملوها يوم « السّقيفة » أوزا * را تخفّ الجبال و هى ثقال
1 - اى حريفان . روزگارى همدم و همنوا بوديم . اينك جدا گشتيم ، تسلّايم دهيد . آرى هر پديده‌اى رو به زوال است . 2 - ديگرم سپيدى مو را ، عشرت بسته ، داغ خاندان احمد بر دل زارم نشسته . 3 - مصلحان و رهبران ، امّا دست ستم با سفاهت و نادانى بر آنان تاخت . 4 - داعيان حق ، جمعى به ندايشان لبيك گفتند ، اما بازگشتند و نعل وارونه زدند . 5 - به روز سقيفه ، بار خيانت بر دوش كشيدند ، بارى كه عظمت كوهها در برابر آن ناچيز است .
6 - ثمّ جاءوا من بعدها يستقيلو * ن و هيهات عثرة لا تقال
7 - يا لها سوءة إذا أحمد قا * م غدا بينهم فقال و قالوا !
8 - ربع همّى عليهم طلل با * ق و تبلى الهموم و الأطلال
9 - يا لقوم إذ يقتلون « عليّا » * و هو للمحل فيهم قتّال
10 - و يسرّون بغضه و هو لا تق * بل إلّا بجبّه الأعمال
6 - روز دگر باز آمدند كه بار از دوش بنهند ، اما خطا قابل جبران نبود . 7 - بدا بر حالشان ، روزى كه احمد در ميانشان به پا خيزد و بپرسد و پاسخ گويند ! 8 - اندوه و غم در دل زارم آشيان گرفته برقرار و پايدار است با آنكه در زمانه غمى پايدار نماند . 9 - خدا را از اين قوم كه على را نابود كردند با آنكه نابودكننده‌ى بدبختىها همو بود . 10 - كينه‌ى او را در دل نهفتند با آنكه پذيرش اعمال ، جز با مهر او نخواهد بود .
11 - و تحال الأخبار و اللّه يدرى * كيف كانت يوم « الغدير » الحال
12 - و لسبطين تابعيه فمسمو * م عليه ثرى « البقيع » يهال
13 - درسوا قبره ليخفى عن الز * وّار هيهات ! كيف يخفى الهلال ؟ !
14 - و شهيد « بالطفّ » أبكى السّماوا * ت و كادت له تزول الجبال
15 - يا غليلى له و قد حرّم الماء * عليه و هو الشّراب الحلال
11 - اخبار دست به دست از زبان پيشينيان رسد ، و خدا داند كه روز « غدير » چسان بود .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 233 | مرضيه محمدزاده