مىوزيد آن پرده بر روى مبارك آن حضرت مىخورد وصحابه بر در خانهء آن حضرت ودر مسجد پر شده بودند وصدا به ناله وزارى بلند كرده بودند وآب حسرت از ديده مىريختند وخاك مذلت بر سر خود مىريختند ، ناگاه صدائى از اندرون خانهء حضرت بلند شد كه گوينده را نديدند وصداى أو را شنيدند كه گفت : پيغمبر شما طاهر ومطهر بود أو را دفن كنيد وغسل مدهيد .
چون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام اين صدا را شنيد ودانست كه صداى شيطان است از افتتان مردم ترسيد وسر از زانوى اندوه برداشت وفرمود : دور شو اى دشمن خدا كه آن حضرت مرا امر كرده است كه أو را غسل دهم وكفن كنم ودفن كنم واين سنّت از براي همه كس جارى است تا روز قيامت .
پس منادى ديگر ندا كرد به غير آن صداى أول كه : اى علي بن أبي طالب ! بپوشان عورت پيغمبر خود را ودر وقت غسل پيراهن را از بدن أو بيرون مكن « 1 » .
وشيخ مفيد وسيد رضى الدين وديگران به سندهاى معتبر از ابن عباس وغير أو روايت كردهاند كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از دار فنا به دار بقا رحلت فرمود حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام متوجه غسل آن حضرت گرديد وعباس حاضر بود وفضل بن عباس آن حضرت را مدد مىنمود ، چون از غسل آن حضرت فارغ گرديد وآن جناب را كفن كرد جامه را از روى مبارك آن جناب دور كرد وگفت : پدر ومادرم فداى تو باد ، طيّب ونيكو وپاكيزه بودى در حيات وبعد از موت ، ومنقطع شد به وفات تو آنچه منقطع نشده بود به وفات احدى از خلق از پيغمبرى ونازل شدن وحيهاى آسمانى ، مصيبت تو چندان عظيم شد كه تسلّى فرمايندهء مصيبتهاى ديگران گرديد ومحنت وفات تو چندان عام گرديد كه همهء خلق صاحب مصيبتند در تعزيت تو ، واگر نه آن بود كه امر كردى به صبر كردن ونهى نمودى از جزع نمودن هرآينه آبهاى سر خود را در مصيبت تو فرو مىريختيم وهرآينه درد مصيبت تو را هرگز دوا نمىكرديم وجراحت مفارقت تو را از سينه بيرون نمىكرديم ،
هامش
( 1 ) . تهذيب الأحكام 1 / 468 .