تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1722

مساهمون:

ص١٧٢٢
را به گوش خود وانكار كردم بر ايشان ، پس مرا از عطاى خود محروم ساختند واز شهر به شهر مرا آواره كردند واز خويشان وبرادران خود مرا دور گردانيدند واز حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرا محروم كردند ، وپناه مىبرم به خداوند عظيم خود از آنكه اين گفتار من شكايتى باشد از آنكه با من چنين كردند بلكه خبر مىدهم تو را كه راضيم به آنچه پروردگار من از براي من خواسته است وبر من حكم كرده است وبراي من مقدر گردانيده است ، وبراي اين حالت خود را به تو اظهار كردم كه از حق تعالى بطلبى براي من وبراي عامهء مسلمانان راحت وفرج را ودعا كنى كه حق تعالى نصيب كند من وايشان را چيزى كه نفعش بيشتر وعاقبتش نيكوتر باشد والسلام . پس حذيفة در جواب أو نوشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد اى برادر من ! بتحقيق كه رسيد به من نامهء تو كه مرا ترسانيده بودى به آن وحذر فرموده بودى در آن از بازگشتن من در قيامت وتحريص وترغيب نموده بودى مرا بر چيزى كه صلاح نفس من در آن است . اى برادر ! تو پيوسته نسبت به من وجميع مسلمانان خير خواه ومهربان بودى وبا همه در مقام شفقت واحسان بودى وبر ايشان خايف وترسان بودى ، وپيوسته امركننده بودى ايشان را به نيكيها ونهىكننده بودى ايشان را از بديها ، وهدايت نمىكند بسوى خشنودى خدا مگر آن خداوندى كه بجز أو خداوندى نيست ، واز غضب وعذاب أو نجات نمىتوان يافت مگر به منت واحسان وعفو وآمرزش أو ، پس از حق تعالى سؤال مىكنم از براي خود ومخصوصان خود وعامهء ناس وجميع اين أمت آمرزش عام ورحمت گشادهء أو را ، وبتحقيق كه فهميدم آنچه ياد كرده بودى اى برادرى من از بيرون كردن تو وبه غربت افكندن تو وراندن تو از درهاى ايشان ، پس بر من بسيار گران ودشوار آمد اى برادر آنچه به تو رسيده است از مكروهات ، واگر مىتوانستم اين حالت را از تو به مالي دفع كنم هرآينه جميع مال خود را به طيب خاطر مىدادم كه حق تعالى به مال من اين مكروه را از تو دور گرداند ، وبخدا سوگند كه اگر مىتوانستم سؤال كنم كه مرا با تو شريك در بليّه گردانند ونصف بليّهء تو را بر من قرار دهند وقبول اين سؤال از من مىنمودند هرآينه مىخواستم در