تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1720

مساهمون:

ص١٧٢٠
است أبو ذر از صحابهء رسول تو ، تو را عبادت كرد در ميان عبادت كنندگان وجهاد كرد از براي رضاى تو با مشركان وهيچ امر از أمور دين تو را تغيير وتبديل نكرد وليكن بدعتى چند در دين تو ديد وانكار كرد آنها را به زبان ودل خود ، وبه اين سبب جفا كردند بر أو وأو را از ديار خود راندند واز حقوق خود محروم گردانيدند وأو را حقير شمردند پس مرد تنها وغريب ، خداوندا ! در هم شكن آن كسى را كه أو را از حقّ خود محروم گردانيد واز محل هجرت أو وحرم رسول تو أو را بيرون كرد ؛ وما همه دست برداشتيم وگفتيم : آمين . پس آن زن گوسفند بريان را حاضر كرد وگفت : أبو ذر قسم داده است شما را كه از اين مكان حركت نكنيد تا آنكه به اين طعام چاشت كنيد ، پس چاشت كرديم وبار كرديم « 1 » . ودر كتاب روضة الواعظين منقول است كه در وقت فوت أبو ذر را گفتند كه : مال تو چيست ؟ گفت : مال من عمل من است ، گفتند : ما از طلا ونقره سؤال مىكنيم ، أبو ذر گفت : هرگز صبح وشام نكرده‌ام كه مرا خزانه‌اى بوده باشد كه مال خود را در آن جمع كرده باشم وشنيدم از خليلم رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه مىفرمود : خزانهء آدمي قبر اوست « 2 » . وشيخ طوسي به سند معتبر همين خبر را از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده است « 3 » . ابن أبي الحديد به روايت ديگر نقل كرده است : چون اين جماعت به نزد أبو ذر آمدند هنوز زنده بود ، به ايشان گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىگفت با گروهى كه من در ميان ايشان بودم كه : يكى از شما در بيابانى خواهد مرد وگروهى از مؤمنان به جنازهء أو حاضر خواهند شد ؛ وآن جماعتى كه حضرت اين را به ايشان گفت همه در شهرها ودر ميان أهل خود مردند ومىدانم كه آن مرد منم واگر مرا يا زن مرا جامه‌اى مىبود كه براي كفن من كافى بود راضى نمىشدم كه ديگرى مرا كفن كند ، وبخدا سوگند مىدهم شما را كه كسى از شما مرا كفن نكند كه امارت وحكومت كرده باشد يا نقابت گروهى كرده باشد يا
هامش
( 1 ) . رجال كشى 1 / 283 . ( 2 ) . روضة الواعظين 285 . ( 3 ) . امالى شيخ طوسي 702 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1720 | العلامة المجلسي