تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1718

مساهمون:

ص١٧١٨
بيمار شد بيماريى كه در آن مرض به رحمت الهى واصل شد ما به عيادت أو رفتيم وأو را تكليف به وصيت نموديم ، گفت : وصىّ خود گردانيدم أمير المؤمنين را . گفتم : عثمان را مىگوئى ؟ گفت : نه ، آن كسى را مىگويم كه به حق وراستى أمير مؤمنان است يعنى علي بن أبي طالب عليه السّلام واوست بهار زمين كه زمين به أو ساكن وآبادان است واوست عالم رباني در اين امّت ، واگر أو از ميان شما برود كارهاى منكر وقبيح در زمين بسيار خواهيد ديد . گفتم : ما مىدانيم كه هر كه را پيغمبر بيشتر دوست مىداشته است تو أو را بيشتر دوست مىدارى بگو كه كي را بيشتر دوست مىدارى ؟ گفت : محبوبترين خلق نزد من آن پير مظلوم است كه حقّ أو را غصب كرده‌اند يعنى علي بن أبي طالب عليه السّلام « 1 » . وبرقى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى در ربذه أبو ذر را ديدند كه درازگوش خود را آب مىداد ، گفتند : اى أبو ذر ! آيا كسى ندارى كه اين درازگوش را آب بدهد ؟ گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه هر دابه چون صبح مىشود مىگويد : خداوندا ! روزى كن مرا مالك شايسته‌اى كه مرا سير كند از علف وسيراب گرداند از آب ومرا زيادة از طاقت من بار نكند ، پس به اين سبب مىخواهم كه خود آب دهم آن را « 2 » . وشيخ كشى روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در شأن أبو ذر فرمود كه : سايه نيفكنده است آسمان سبز وبرنداشته است زمين گردآلود سخن‌گوئى را كه راستگوتر از أبو ذر باشد ، تنها زندگانى خواهد كرد وتنها داخل بهشت خواهد شد وتنها مبعوث خواهد شد . وأو به آواز بلند فضايل أمير المؤمنين عليه السّلام را بيان مىكرد ومىگفت : اوست وصى
هامش
( 1 ) . رجوع شود به اليقين 143 - 146 . ( 2 ) . محاسن 2 / 467 ؛ كافى 6 / 537 .