تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1715

مساهمون:

ص١٧١٥
قرض بر دارد وچون بهم رساند باز در بيت المال گذارد ؟ كعب الأحبار گفت : باكى نيست . أبو ذر گفت : اى فرزند دو يهودي ! آيا تو دين ما را تعليم ما مىنمائى ؟ پس عثمان گفت : بسيار شد آزار تو نسبت به من وأصحاب من . وحكم كرد كه أو را به شام بردند ؛ ودر شام چون أطوار ناپسنديدهء معاوية را مشاهده نمود بر أو نيز انكار مىكرد وأو را مذمت مىفرمود . روزى معاوية سيصد دينار طلا براي أو فرستاد ، أبو ذر به رسول أو گفت : اين اگر از عطاى من است كه امسال به من نرسانيده‌ايد قبول مىكنم واگر صله واحسان است مرا حاجتي به آن نيست ؛ وآن زر را پس فرستاد . وچون معاوية قبهء خضراء را در دمشق بنا كرد أبو ذر به أو گفت : اى معاوية ! اگر اين را از مال خدا ساخته‌اى ، خيانت كرده‌اى ؛ واگر از مال خود ساخته‌اى ، اسراف كرده‌اى . وپيوسته أبو ذر در شام مىگفت كه : بخدا سوگند عملي چند حادث شده است در اين زمان كه نه موافق كتاب خداست ونه سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، بدرستى كه مىبينم كه حقها را فرو مىنشانند وباطلها را ترويج مىنمايند وراستگويان را به دروغ نسبت مىدهند وحقّ صالحان را به فاجران مىدهند . پس حبيب بن مسلمهء فهرى به معاوية گفت كه : أبو ذر شام را بر تو فاسد مىگرداند ، چاره‌اى بكن « 1 » . وأيضا از جلام بن جندل روايت كرده است كه : من عامل معاوية بودم بر « قنسرين » در أيام خلافت عثمان ، روزى به نزد معاوية آمدم براي مهمى ناگاه شنيدم كه كسى در در خانهء أو فرياد مىكرد كه : قطار شتران آمد بسوى شما كه آتش جهنم در بار دارند ، خداوندا ! لعنت كن آنها را كه امر مىكنند مردم را به نيكيها وخود ترك آنها مىنمايند ، خداوندا ! لعنت كن آنها را كه نهى مىكنند مردم را از بديها وخود مرتكب آنها مىشوند ؛ ناگاه ديدم كه
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 8 / 256 - 257 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1715 | العلامة المجلسي