تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1713

مساهمون:

ص١٧١٣
گفت : بخدا سوگند كه مىدانم أول ابتدأ به كشتن تو خواهند كرد از اين أهل بيت « 1 » . وأيضا به سند معتبر از حذيفة بن أسيد روايت كرده است كه گفت : أبو ذر را ديدم كه به حلقهء كعبه چسبيده بود ومىگفت : منم جندب هر كه مرا شناسد وهر كه مرا نشناسد منم أبو ذر پسر جنادة ، بدرستى كه شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه مىفرمود : هر كه با من قتال كند در مرتبهء أول ودر مرتبهء دوم پس در مرتبهء سوم از پيروان دجّال خواهد بود ، بدرستى كه مثل أهل بيت من در اين أمت مثل كشتى نوح است در ميان لجّهء دريا ، هر كه سوار شد نجات يافت وهر كه تخلف نمود از آن غرق شد ، آنچه بر من بود به شما رسانيدم « 2 » . مؤلف گويد : گويا مراد از مرتبهء دوم ، قتال با أمير المؤمنين عليه السّلام است . وابن أبي الحديد از ابن عباس روايت كرده است كه : چون عثمان أبو ذر را از مدينه بيرون كرد به جانب ربذه امر كرد كه در ميان مردم ندا كنند كسى با أبو ذر سخن نگويد وبه مشايعت أو بيرون نرود ، ومروان بن الحكم را موكّل كرد كه أو را از مدينه بيرون برد ، پس از ترس عثمان هيچ‌كس به مشايعت أو بيرون نرفت مگر علي بن أبي طالب وحسن وحسين عليهم السّلام وعقيل وعمار بن ياسر كه ايشان به مشايعت أو بيرون رفتند ، وچون به أو رسيدند حضرت امام حسن عليه السّلام با أبو ذر مشغول سخن شد ، مروان گفت : اى حسن ! مگر نمىدانى كه عثمان نهى كرده است از سخن گفتن با اين مرد ؟ اگر نمىدانى بدان . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام تازيانهء خود را بلند كرد وبر ميان دو گوش راحلهء أو زد وگفت : دور شو خدا تو را قبيح گرداند وبسوى آتش فرستد . پس مروان غضبناك بسوى عثمان برگشت وأو را به آنچه گذشته بود خبر داد وعثمان بسيار در غضب شد ، وچون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام با ياران خود از وداع أبو ذر فارغ شدند وبسوى مدينه برگشتند مردم به حضرت گفتند : عثمان با تو در غضب است به سبب آنكه مشايعت أبو ذر كرده‌اى .
هامش
( 1 ) . رجال كشى 1 / 108 - 113 . ( 2 ) . رجال كشى 1 / 115 - 117 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1713 | العلامة المجلسي