تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1698

مساهمون:

ص١٦٩٨
رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از اين آب نياشامد من نياشامم ، حضرت فرمود : اى أبو ذر ! خدا تو را رحم كند تو تنها وغريب زندگانى خواهى كرد وتنها خواهى مرد وتنها مبعوث خواهى شد وتنها داخل بهشت خواهى شد وجمعى از أهل عراق به تو سعادتمند خواهند شد كه متوجه غسل وتكفين ودفن تو خواهند شد « 1 » . وأرباب سير معتمده نقل كرده‌اند كه : أبو ذر در زمان عمر به ولايت شام رفت ودر آنجا بود تا زمان خلافت عثمان ، وچون قبايح اعمال عثمان به سمع أو رسيد خصوصا قصهء اهانت وضرب عمار ، زبان طعن ومذمت بر عثمان بگشاد وعثمان را آشكار لعن مىفرمود وقبايح اعمال أو را بيان مىنمود ، وچون از معاوية اعمال شنيعه مشاهده مىكرد أو را توبيخ وسرزنش مىنمود ومردم را به ولايت خليفهء به حق حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام ترغيب مىفرمود ومناقب آن حضرت را بر أهل شام مىشمرد وبسيارى از ايشان را به تشيع مايل گردانيد ، وچنين مشهور است شيعيانى كه در شام وجبل عامل اكنون هستند به بركت أبو ذر است . معاوية حقيقت اين حال را به عثمان نوشت واعلام نمود كه : اگر چند روز ديگر در اين ولايت بماند مردم اين ولايت را از تو منحرف مىگرداند . عثمان در جواب نوشت : چون نامهء من به تو رسد البتة بايد كه أبو ذر را بر مركب درشت رو نشانى ودليلي عنيف را با أو فرستى كه آن مركب را شب وروز براند تا خواب بر أو غالب شود وذكر من وذكر تو از خاطر أو فراموش گردد . چون نامه به معاوية رسيد أبو ذر را بخواند وأو را بر كوهان شترى درشت رو برهنه بنشاند ومردى عنيف را با أو همراه كرد ، وأبو ذر مردى درازبالا ولاغر بود ، ودر آن وقت شيب وپيرى اثرى تمام در أو كرده بود وموى سر وروى أو سفيد گشته وضعيف ونحيف شده ، دليل شتر أو را به عنف مىراند وشتر جهاز نداشت تا آنكه از غايت سختى وناخوشى كه آن شتر مىرفت رانهاى أبو ذر مجروح گشت وگوشت آن بيفتاد وكوفته
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 294 - 295 .