اوست وأصل آدمي عقل اوست ، حق تعالى مىفرمايد
إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 1 » يعنى : « بدرستى كه ما آفريديم شما را از مردى وزنى وگردانيديم شما را شعبها وقبيلهها براي آنكه بشناسيد يكديگر را ، بدرستى كه گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست » ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : نيست هيچيك از اين جماعت را بر تو فضيلتى مگر به پرهيزكارى از معاصي خداوند عالميان ، واگر تو پرهيزكارتر ايشان باشى از ايشان افضلى « 2 » .
وأيضا كشى روايت كرده است كه : هرگاه سلمان مىديد شترى را كه آن را « عسكر » مىگفتند - وعايشه در روز جمل بر آن سوار شد - تازيانهاى بر آن مىزد ، پس به سلمان مىگفتند كه : اى أبو عبد اللّه ! چه مىخواهى از اين بهيمه ؟ پس سلمان مىگفت : اين بهيمه نيست وليكن اين عسكر پسر كنعان جنى است به اين صورت شده است كه مردم را گمراه كند . پس به اعرابى صاحب شتر گفت : شتر تو اينجا روا نيست وليكن ببر آن را به سر حد « حواب » كه اگر به آنجا ببرى به هر قيمت كه خواهى از تو مىخرند « 3 » .
پس از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : لشكر عايشه عسكر را براي أو به هفتصد درهم خريدند در وقتي كه به جنگ حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مىرفتند « 4 » .
مؤلف گويد : اين از جملهء كرامات حضرت سلمان است كه سألها پيش از واقعهء جمل خبر به آن داده بود وشتر عايشه را تعيين نمود .
وأيضا كشى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : سلمان زنى خواست از قبيلهء كنده ، چون داخل خانهء أو شد ديد كه كنيزكى دارد وپردهاى از عبا بر در خانهاش آويخته است ، پس سلمان گفت : در خانهء شما مگر بيمارى هست كه پرده بر در آويختهايد ؟ يا خانهء كعبه را به اينجا آوردهايد كه جامه بر آن پوشانيدهايد ؟ گفتند : آن زن
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات : 13 .
( 2 ) . كافى 8 / 181 ؛ رجال كشى 1 / 59 ؛ امالى شيخ طوسي 147 .
( 3 ) . رجال كشى 1 / 58 .
( 4 ) . رجوع شود به رجال كشى 1 / 58 .