تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1653

مساهمون:

ص١٦٥٣
از براي ستر بر خود اين پرده را آويخته است ؛ سلمان گفت : اين كنيز چيست ؟ گفتند : اين زن مالي داشت خواست كنيزكى بگيرد كه أو را خدمت كند ؛ سلمان گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه هر مردى كه نزد أو كنيزكى بوده باشد وبا أو نزديكى نكند وأو را به شوهر ندهد وآن كنيز زنا بكند پس مثل گناه آن كنيز بر آن مرد باشد ، وهر كه قرضى بدهد چنان باشد كه نصف آن مال را تصدق كرده باشد ، وچون مرتبهء ديگر قرض دهد چنان باشد كه كل مال را تصدق كرده باشد ، وادا كردن حق به صاحبش آن است كه حقّ أو را بر دارد وبه خانهء أو يا به محل متاع أو برساند وبه صاحب حق بگويد كه : حقّ خود را بگير « 1 » . وباز كشى به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى نزد حضرت امام محمد باقر عليه السّلام نام بردند سلمان فارسي را ، حضرت فرمود : أو سلمان محمدي است بدرستى كه سلمان از ماست أهل بيت ، سلمان به مردم گفت : گريختيد از قرآن بسوى أحاديث زيرا كه قرآن را كتاب رفيعى يافتيد ودر آنجا شما را حساب مىنمايند بر نقير وقطمير وفتيل - يعنى هر امر خردى وريزى - وبر قدر دانهء خردلى پس تنگى كرد بر شما احكام قرآن پس گريختيد بسوى احاديثى كه كار را بر شما گشاده وآسان كرده است « 2 » . وشيخ مفيد وكشى به سندهاى صحيح وموثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است : روزى حضرت سلمان در كوفه در بازار حدادان عبور نمود پس در آنجا جوانى را ديد كه بيهوش شده بود ومردم برگرد أو جمع شده بودند ، پس به سلمان گفتند : اى أبو عبد اللّه ! اين جوان را صرع گرفته است بيا ودر گوش أو دعائي بخوان شايد به هوش بازآيد ، چون سلمان به نزديك أو رفت جوان به هوش آمد وگفت : اى أبو عبد اللّه ! مرا آن مرض نيست كه ايشان گمان بردند وليكن چون به اين حدادان گذشتم وگرزهاى ايشان را ديدم كه بر آهن مىكوبيدند به خاطرم آمد آنچه حق تعالى در قرآن مىفرمايد
وَلَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ
« 3 » يعنى : « از براي ايشان گرزها از آهن هست » پس از ترس عذاب
هامش
( 1 ) . رجال كشى 1 / 68 . ( 2 ) . رجال كشى 1 / 71 . ( 3 ) . سورهء حج : 21 .